راهنمای کتاب منطق درس1
تدریس
35
درس اول
انسان و تفکر
قسمت اول : کلیات
الف( هدف ها
1 هدف کلی
: آشنایی با تفکر و رابطهٔ آن با منطق2 هد فهای آموزشی
تبیین تفکر به عنوان فصل ممیز بین انسان و حیوان
تبیین رابطهٔ بین تفکر و منطق
تبیین رابطهٔ حیات ذهن انسان با منطق
تبیین ضوابط تفکر و نیازمندی همهٔ علوم به منطق
ب( اصطلاحات علمی
1 تفکر
: تفکر مه مترین فصل ممیز حیوان و انسان است؛ همهٔ پیشرفت و تکامل جامعهٔبشریت بدان وابسته است. تفکر دارای اشکال مختلفی است. اگر به کاربرد تفکر در زبان روزمره نگاه
کنید متوجه م یشوید این کلمه دارای کاربردهای زیادی است:
چه نوع غذایی را دوست دارید؟
فکر م یکنم از آبگوشت خوشم بیاید.
5 به اضافهٔ 4 می شود چند؟
فکر می کنم 9 بشود.
کدام شغل بهتر است؟
فکر م یکنم فوتبالیست شدن از همه بهتر است.
فکر م یکنی تعریف جزیره چیست؟
قطعه زمینی که اطراف آن را آب گرفته است.
36
چرا جیوه برق را از خود عبور می دهد؟
فکر کنم چون جیوه فلز است و هر فلزی هم رساناست.
انسان در عاد یترین امور خود از فکر بهره می برد و تفکر همواره با انسان است. هر بار که لب
به سخن م یگشاییم، سخن را آینهٔ تفکر خود قرار می دهیم.
در تفکر همیشه امری تازه رخ می نماید به همین جهت همهٔ تغییرات عالم انسانی با تفکر همراه
است اما حیوانات از دیر باز تاکنون هیچ تغییری در عالم خود به وجود نیاورده اند و اگر تغییری در
بعضی از نس لهای آ نها مشاهده می شود بنا به جبر محیطی و پاس خهای غریزی آن ها برای حفظ حیاتشان
می باشد.
منطق دانان مسلمان در تعریف تفکر آورده اند که آن حرکت ذهن است از مجهول به مبادی
معلوم و حرکت از مبادی معلوم به سوی کشف مجهول «ألِفکرُ تَرِتیبُ أُمُورٍ مَعلُومٍَةِلتَّأدِّی إلی مَجهُولٍ »
)تفتازانی ص 9( یعنی فکر مرتب ساختن امور معلوم است برای منجر شدن به کشف مجهول.
هر پیوندی و هر حملی، هر اسنادی جریان فکر است و حمل، اسناد، ربط و ارتباط مفاهیم و
معقولات با یکدیگر فقط در جریان تفکر است که اتفاق می افتد. پس انسان در ساده ترین گزاره های
خود تفکر می کند و در جریان همین تفکر است که می تواند گزاره های خود را ارایه نماید )ابراهیمی
دینانی، 1389 ، ص 23 (.
2 نطق و زبان:
«تعریف زبان به نحوی که مورد قبول همهٔ دانشمندانی باشد که با زبان و مطالعهٔ آن سروکار دارند،
مقدور نیست. این اشکال از طبیعت بسیار پیچیدهٔ زبان ناشی م یگردد که نمی توان مطالعهٔ آن را به یک
قلمرو خاص محدود کرد. زبان دارای جنبه های فراوان است.
زبان خیلی چیزهاست نظامی ارتباطی است، محمل فکر است، ابزار بیان ادبی است، نهادی
اجتماعی است، مهمترین وسیله ای است که م یتواند افراد جامعه را به هم بپیوندد و در نتیجه یک واحد
اجتماعی را به وجود آورد، موضوعی است برای بحث های سیاسی و عاملی است در شکل گیری یک
ملت.
از سوی دیگر، زبان وسیلهٔ بیان افکار و احساسات ما است. زبان تنها وسیله یا مؤثرترین
وسیله ای است که جهان اندیشه و دنیای درون ما را با جهان بیرون مرتبط می کند. در همین زمینه
توجه خاص فیلسوفان و منطق دانان به زبان از اهمیت زیادی برخوردار است. فعالیت فیلسوف برای
شناخت جهان بیرون و دنیای درون از دو طرف به زبان محدود می شود. در زمینهٔ منطق مباحث منطقی
37
در حقیقت مباحث زبانی هستند. بر این اساس، ما تعریف های زیادی از زبان داریم که بر بنیادهای
فلسفی و تعبیرهای فلسفی و منطقی قرار گرفته اند.)باطنی، 1371 ، ص 11 و 12 (
برای بررسی حقیقت زبان اگر بخواهیم مسیر درستی را در پیش بگیریم باید روش تحلیل را که
به روش تجزیه به واحد ها معروف است به کار بریم.
منظور ما از واحد عبارت از دستاوردی از تحلیل است که بر خلاف عناصر همه خواص
عمده کل را به همراه داشته و نتوان آن را بی آن که این خواص را از دست بدهد به اجزای دیگر تقسیم
کرد. واحد تفکر زبانی که واجد این شرایط باشد چیست؟ ما بر این باور هستیم که آن را می توان در
جنبه درونی واژه یعنی در معنای واژه یافت. تا کنون پژوهش های معدودی درباره این جنبهٔ درونی زبانی
انجام گرفته است و آن چه که روانشناسی در مورد معنای واژه در اختیار ما می گذارد بر همان میزان
در مورد همه صورت های ذهنی و اعمال فکری صدق می کند. بنابراین ماهیت معنا به گونه ای که بیان
گردید واضح و روشن نیست با این وجود در معنای واژه است که تفکر و گفتار یکی شده و به صورت
تفکر زبانی درمی آید و از این رو وقتی پذیرفتیم معنا واحد تفکر زبانی است می توانیم پاسخ پرسش های
خود را پیرامون رابطه تفکر و زبان پیدا کنیم.)ویگوتسکی، 1367 ، ص 37 (
قسمت دوم : سازماندهی فعالیت های یاددهی یادگیری
الف( آماده سازی و ایجاد انگیزه
روش هایی که برای آماده سازی و ایجاد انگیزه به کار می بریم باید در جهت پاسخ به این سؤال
باشد که چرا انسان نیازمند به تفکر و منطق می باشد.
برای این منظور می توان از تصمیمات، انتخاب ها و گزینش ها، و حتی کم اهمیت ترین اموری
که در زندگی انسان وجود دارد نام برد و نقش تفکر را در آن ها با دانش آموزان بحث نمود. می توان از
دانش آموزان پرسید: چرا درس می خوانید؟ چرا به کلاس می آیید؟ چرا از میان گزینه های بسیار زیادی
که دارید، درس خواندن را انتخاب کرده اید؟
کسانی که اجبارها را برای انتخاب خود طرح می کنند با فکر خود به صلاح اجبار رسیده اند که
آن تحمیل یا اجبار پدر و مادر را پذیرفته اند. در هر صورت آدمی بدون تأمل نمی تواند به هیچ یک از
امور خود بپردازد. هر یک ازامور انسانی که نیاز به آگاهی دارند همراه با تفکر انجام می گیرند. تأمل
38
و تفکر، بعضی مواقع آنقدر سریع انجام می گیرد و از مقدمات به سمت نتیجه و عمل حرکت می کند که
انسان بسیاری از مواقع گمان می کند بدون فکر پاسخ می دهد، تصمیم می گیرد، حرف می زند، معاشرت
می کند، و... . حیوانات در اموری که در مواقع مختلف انتخاب می کنند تنوعی ندارند و هر رفتار آن ها
بر اساس غریزه هدایت م یشود. آگاهی ها فقط محرک غرائز در بر آورده کردن آن ها از طریق اعمالی
هستند که بر همین اساس قابل پیش بینی است اما انسان حتی در فعالیت های غریزی خود از تنوع
بسیار بر خوردار است و این به دلیل توانایی انسان در فکر و رسیدن به نوعی نتیجه که به عمل انسان
منجر می شود می باشد.
دانش آموزان می توانند اعمالی مانند رفتارهای بیرونی و درونی، با تفکر و بدون تفکر، ارادی و
غیر ارادی رامثال بزنند. معلم سؤال می کند به نظر شما چرا دانش آموزان یک کلاس در برابر پرسش
یکسان معلم به گونه های مختلف پاسخ می گویند؟ چرا دانش آموزان با مقایسه جواب های خود بعضی
وقت ها نسبت به نتیجهٔ خود معترض اند؟ چرا بعضی مواقع معلم به بعضی دانش آموزان حق می دهد و
بعضی را محق نمی داند؟ و آنهایی را که محق نمی داند چون و چرا نمی کنند؟ آیا این خود حکایت از
ضابطهٔ منطقی نمی کند؟
دانش آموزان با اشکال و انحاء مختلف تفکر آشنا می گردند و متوجه می شوند که اگر معلم در
محق بودن و غیر محق بودن از ضابطه های منطقی و قوانین فکری پیروی نکند دانش آموزان در برابر
پاسخ معلم آرام نمی نشینند.
ب( مراحل تدریس:
محتوای دروس منطق یک محتوای عقلی است و انسان در تعقل و تفکر خود همیشه با امور
منطقی سر و کار دارد. پس آنچه در منطق و دروس آن بحث می شود یک محتوای عقلی است و روشی
که برای تدریس دروس منطق انتخاب می شود باید با محتوای آن تناسب داشته باشد؛ بدین معنی که
قالب اصلی روش زمینه ساز ورود در فعالیت های فکری و منطقی باشد. معلم می تواند از انتخاب های
صحیح و غلط، تصمیمات صحیح و غلط، پاسخ های صحیح و غلط مثال بیاورد و از دانش آموزان
بخواهد که توضیح دهند واقعاً چرا دو دانش آموز برای یک کار واحد به دو تصمیم می رسند؟ یکی
اشتباه و یکی درست؟ آیا در این عالم کسی هست که بخواهد همیشه اشتباه کند تا به نتیجهٔ دلخواه
نرسد؟
پس آدمی در همهٔ کارهای متفاوت خود بادیگران هدفی را دنبال می کند و این اهداف قبلاً در
39
یک سیر فکری و منطقی در ذهن، به صورت نتایج درونی ظهور می یابند تا آدمی بتواند به آنها در خارج
به عنوان نتایج دست یابد.
مراحل تدریس:
1 بر شمردن توانایی های انسان نسبت به حیوان
2 مشخص کردن تفکر به عنوان مهمترین امتیاز انسان بر حیوان
3 انجام فعالیت بررسی
4 تبیین رابطهٔ بین تفکر و نطق زبان
5 بیان انواع نطق و زبان
الف( زبان ملفوظ )شفاهی( صوت ملفوظ
ب( زبان مکتوب )کتبی( صوت مکتوب
ج( زبان مکنون )ذهنی( صوت مذهون
6 تبیین رابطهٔ بین فکر و عمل در انسان و آگاهی و عمل بر مبنای غریزه در حیوان و بیان تنوع
اعمال در انسان از غریزی و غیر غریزی، بنا به امتیاز تفکر انسانی بر حیوانات
7 بیان فکر به عنوان مهمترین فعالیت روح
8 انجام فعالیت تأمل
9 تبیین رابطهٔ بین فکر و منطق و مقایسهٔ بین فکر و منطق با عالم و قوانین هستی
10 مقایسه عمل اندیشیدن با اعمال دیگر انسانی الف( دیدن ب( کار کردن قلب ج( شنیدن
11 توصیف کارکرد منطق
12 انجام فعالیت نمونه یایی
13 تبیین منطق تکوینی و منطق تدوینی
14 معرفی ارسطو به عنوان بزرگترین کاشف منطق و مبدع منطق تدوینی
15 پاسخ به این سؤال که چرا تفکر بدون منطق امکان پذیر نیست
1 بر شمردن توانایی های انسان نسبت به حیوان:
در این مرحله دانش آموزان جدولیرا روی تابلو رسم می کنند و در آن به ذکر توانایی های انسان می پردازند و معلم به آن ها کمک می کند
تا دانش آموزان در ذکر این توانای یها آنچه انسان را از حیوان جدا م یکند، مشخص کنند. معلم در
این مسیر هر بار که دانش آموزان پاسخی را به غلط می دهند از دانش آموزان دیگر می پرسد «آیا علی
پاسخش درست است؟ »آن هایی که موافقند دستشان را بالا ببرند و آن هایی هم که مخالفند نیز چنین کنند
40
و بعد از مخالفان می خواهد که دلیل خود را بیان کنند. وقتی یکی از آن ها یا چند نفر دلایل خود را بیان
نمودند از دانش آموزان دیگر می خواهد که قضاوت کنند: آیا دلایل دوستانتان درست است یا خیر؟ و به
این طریق دلایل حک و اصلاح می گردد تا به درستی، دلیل پاسخ های اشتباه مشخص گردد.
در این طریق دانش آموزان درخواهند یافت که در همهٔ این لحظات به تفکر مشغول بودند و
مسایل خود را نه از راه های تکراری یا قبلاً انجام گرفته بلکه از راه های جدید حل نموده اند. در این
جا معلم زمینهٔ لازم را برای ورود به مرحلهٔ دوم پیدا کرده است.
2 مشخص کردن تفکر به عنوان مهمترین امتیاز انسان بر حیوان :
در این مرحله معلمدر این خصوص به توضیح می پردازد که انسان با تفکر چقدر از حیوانات فاصله گرفته و زندگی خود را
دگرگون ساخته است و از دانش آموزان به شیوه پرسش و پاسخ می خواهد هر کدام از راه هایی که انسان
برای بهتر شدن زندگی خود ابداع کرده را مشخص کنند و پاسخ ها را با کمک دانش آموزان مورد بحث
قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند به تفکری که به ابداع می انجامد و تفکری که روابط را کشف
می کند یا تفکر آیه ای که خداوند انسان را به آن فرا می خواند که «افلا تتفکرون » )انعام 150 ( آیا تفکر
نمی کنید؟ «این گونه خداوند آیات را برای شما روشن می گرداند تا شاید اندیشه کنید » )بقره 219 و 266 (
و یا در احادیث به «هر کس که تفکر کند بصیرت و روشن بینی می یابد. » )تحف العقول ص 79 و
صبحی صالح نهج البلاغه ص 204 ( یک ساعت تفکر از یک سال عبادت برتر است )بحار الانوار ج 71
ص 327 ( اشاره می کند. دانش آموزان در این خصوص متوجه می شوند که اساس رسیدن به خدا و
قرب و تعالی، در تفکر نهفته است. به همین جهت اسلام که دین کمال است بر مهمترین ممیزهٔ انسان
تاکید کرده و نشان داده که چگونه تفکر می تواند انسان را در مسیر صحیح و کمال قرار دهد.
13 انجام فعالیت بررسی :
در این مرحله از دانش آموزان خواسته می شود تا به صورتگروهی به انجام فعالیت بررسی بپردازند. آنچه از این بررسی به دست می آید باید توسط نماینده گروه بر
روی تابلو نوشته شود و آنچه را دانش آموزان به اشتباه فهمیده اند با بحث میان گروه ها که توسط معلم
هدایت می گردد تصحیح گردد.
4 تبیین رابطۀ بین تفکر و نطق زبان :
بسیاری از دانش آموزان زبان را فقط همانالفاظی می دانند که به هنگام سخن گفتن ادا می شود به همین جهت لازم است تا دانش آموزان با حقیقت
زبان آشنا گردند.
حقیقت زبان دارای تجلی صوتی، نوشتاری، هجی )برای افراد کور و کر(، و ذهنی است اما
1 در خصوص انواع تفکر رجوع کنید به منطق کاربردی تألیف علی اصغر خندان صفحهٔ 22 تحت عنوان «تفکر چیست؟ »
41
آنچه که در ذهن ما به گونه ای الفاظ متصور می شود می تواند اساس تفکر پیشرفتهٔ انسان را توضیح
دهد.
1در این مرحله از دانش آموزان می خواهیم که چند نمونه از الفاظ بی معنی مثال بزنند:
خنمتادذلبو، قبریسزطکمنزرعتذر، طططن طن
از آن ها می خواهیم به همان نحو که الفاظ بی معنا را مثال زدند آیا می توانند معنای بدون لفظ
را هم مثال بزنند؟ دانش آموزان متوجه خواهند شد که معنا بدون لفظ امکان پذیر نیست یعنی نمی توان
تفکری را که با معنا سرو کار دارد از لفظ جدا نمود. به عبارتی تفکر بدون زبان عبارت از چه خواهد
بود؟ آیا می توانیم دربارهٔ چیزی فکر کنیم اما ندانیم چیست؟ آیا تفکر دربارهٔ چیزی می تواند بدون معنا
باشد؟ پس اگر موقعی که فکر می کنیم از تفکر خود معنایی را دریافت می کنیم و اگر معنا بدون لفظ
امکان پذیر نیست پس باید گفت تفکر از زبان جدایی ناپذیر است.
5 بیان انواع نطق و زبان:
الف( زبان ملفوظ )شفاهی( صوت ملفوظ
ب( زبان مکتوب )کتبی( صوت مکتوب
ج( زبان مکنون )ذهنی( صوت مذهون
«تمایز میان زبان و گفتار، یکی از اصلی ترین تمایزهایی است که به پیشرفت بررسی های
زبان شناسی کمک فراوان نموده است. این تمایز زبان را در برابر گفتار که همان عمل سخن گفتن است
قرار می دهد. زبان حقیقتی است که در ذهن هر بومی زبان جای دارد و توانایی بالقوهٔ او را برای تولید
و درک گفتار تشکیل می دهد. » زبان در یک زمان دارای تجلی صوتی است و همان اصوات دارای
معنا را تشکیل می دهد که به آن صوت ملفوظ گویند. «زبان به عنوان یک نظام که دارای یک سلسله
علائم و قواعد معین است، از جوهر آوایی یا صوت که این علائم در آن تحقق می یابند متمایز م یباشد. »
)ابراهیمی دینانی، 1362 ، ص 160 (
حقیقت زبان وقتی در کسوت نوشتار ظاهر می گردد زبانی است مکتوب که صوت مکتوب نام
می گیرد و آنگاه که در ذهن صورت می یابد صوت مکنون. در هر صورت صدای سخن چه در ذهن و
چه در صفحه و چه در اصوات همه به گوش فهم انسان می رسد.
1 در این خصوص می توان از فیلم معجزه گر که سرگذشت هلن کلر که می تواند حقیقت زبان را بیشتر برای ما آشکار گرداند استفاده
کرد. این فیلم برای قسمت های بعدی نیز مفید است.
42
6 تبیین رابطۀ بین فکر و عمل در انسان و آگاهی و عمل بر مبنای غریزه در حیوان
و بیان تنوع اعمال در انسان از غریزی و غیر غریزی بنا به امتیاز تفکر انسانی بر حیوانات:
در این مرحله باید به این نکته توجه داشت که تعریف تفکر در زیست شناسی، زبان شناسی، روان شناسی
شناختی و منطق متفاوت است. بعضی از زبان شناسان وغالب زیست شناسان معتقدند که حیوانات از
نوعی تفکر ساده برخوردارند و معتقدند آزمایش های تجربی این امر را ثابت می کند اما تفکر پیچیده تر
نیاز به زبان دارد. غالب اهل فلسفه و منطق به دلیل این که از تفکر تعریف خاصی را دارند تفکر را
جدای از زبان نمی دانند و معتقدند اعمال حیوانات بر اساس آگاهی و واکنش های غریزی به این نوع
آگاهی است. در نتیجه انسان در اعمال آگاهانهٔ خود که بر اساس اختیار انجام می دهد از تفکر بهره مند
است. در برخورد با مسایل، انسان ها یکنواخت عمل نمی کنند. شما اگر هزار موش را در برابر مسایل
خاصی قرار دهید رفتار آن ها کمابیش یکسان است اما در خصوص دو فرد انسانی کمتر چنین اتفاقی
می افتد. برای ارایه این مطلب به دانش آموزان می توان سؤالاتی را طرح نمود که دانش آموزان هر کدام
با آگاهی های خود پاسخ های متنوعی را عنوان م یکنند. برای مثال: چه چیزی برای حفظ دین داری
در یک کشور مهم است؟ اگر شما دانش آموزان بخواهید یک جامعهٔ اید هآل به وجود آورید چه م یکنید؟
بعد از آن که دانش آموزان پاسخ هایی را طرح نمودند، م یتوان بعضی از آن ها را روی تابلو نوشت و
در مورد تنوع پاسخ ها و عملکرد افراد در خصوص پاسخ ها توضیحاتی را ارایه نمود.
پرسش، از جمله اساسی ترین عامل پیشرفت است که فقط برای انسان پیش می آید و همین
پرسش هاست که انسان را از سایر موجودات جدا می کند.تفکر و پرسش همراه همند اما این پرسش
برای حیوان طرح نمی گردد به همین دلیل تنوع پرسش و تنوع پاسخ به دلیل تفکری است که در انسان
وجود دارد.
7 بیان فکر به عنوان مهمترین فعالیت روح:
در این قسمت می توان از دانش آموزان)به شیوه پرسش و پاسخ( بخواهیم تا مهم ترین چیزها را برای حفظ حیات گیاهان و حیوانات نام ببرند؛
همچنین آنچه که برای حفظ حیات روی زمین مهم است .
چگونه دانش آموزان مهمترین را مشخص می کنند؟ چگونه فکر می کنیم که مهمترین باید یکی از
موارد باشد؟ آیا در خصوص مهمترین امری که به نظر ما مهمترین است دلیل می آوریم؟ روح انسان با
توجه به آنچه در آیات و احادیث نوشته شده باید رو به تکامل باشد. حال پرسش این است: آیا تکامل
انسان بدون تفکر ممکن است؟ آیا قرآن بارها از مشرکان نمی خواهد تا در خصوص آیات و اعمال
خودشان تفکر کنند و همچنین در خصوص خودشان تا بتوانند از قید و بند و اسارت شیطان و شرک
43
رهایی یابند؟
پس تفکر اساس رهایی انسان از قید وبند ها برای رسیدن به کمال است؛ به سوی آنچه که شایسته
انسانی است و راه های کمال بدون تفکر طی نخواهد شد.
معلم می تواند با طرح پرسش هایی که قرآن در خصوص تفکر طرح می کند اهمیت تفکر را برای
دانش آموزان گوشزد کند. از آنجا که مهمترین مقصد بدون تفکر برای انسان امکانپذیر نیست پس تفکر
مهمترین فعالیت روح براساس داده های دینی و یافته های عقلانی است. جدای از آن معلم می تواند
در ابتدا مشخص کند که روح انسان به عنوان یک امر غیر مادی با تفکر به حیات خود ادامه می دهد
حال اینکه این تفکر به عنوان یک امر حیاتی دارای قواعدی است که از طریق آنها می تواند به حیات
شایسته تری برسد؛ این قوانین همان منطق است که حاکم بر دنیای تفکر است .
8 انجام فعالیت تأمل
: پاسخ دانش آموزان به این سؤالات می تواند به صورت گروهیباشد. می توان برای مثال از دانش آموزان خواست آیا موقعی که صحبت می کنید توجه به قواعد نحوی
و دستوری دارید؟ آیا اول کلمات را انتخاب می کنیم و بعد بر اساس قواعد دستوری آن ها را به یکدیگر
وصل می کنیم تا بتوانیم جملاتی بسازیم که دیگران بفهمند؟ یا همان هنگام که سخن می گوییم به آنها بر
اساس قواعد دستوری نظم می دهیم؟ پیداست که ما یک بار کلمات را بیان نمی کنیم و بعد با تأمل به آ نها
نظم دهیم بلکه ایجاد کلمات توسط ما همراه با نظم بر اساس قواعد دستوری است. آیا فکر می کنید در
تاریخ بشریت اول کلمات به وجودآمدند و بعد قواعد دستوری یا به عبارتی نحو؟ آیا فکر مقدم است یا
قواعد فکری؟ آیا فکر بدون قواعد فکر امکان پذیر است؟ قواعد فکر بدون فکر چطور؟
9 تبیین رابطۀ بین فکر و منطق و مقایسۀ بین فکر و منطق با عالم و قوانین هستی :
دانش آموزان در این قسمت باید در مورد قوانین تکوینی و وضعی به بررسی گروهی بپردازند و هر گروه
بتواند چند ویژگی از قوانین تکوینی یا قوانین موجود در عالم هستی را عنوان کند و همچنین ویژگی های
قوانین وضعی را از این طریق دانش آموزان متوجه می شوند که قوانین منطق نیز همانند قوانین هستی
ابداعی و اختراعی نیست بلکه این قوانین وجود دارند و انسان با کشف آن ها می تواند بهتر از تفکر
خود بهره برداری کند. همان گونه که بشر با کشف قانونی که مربوط به شناور بودن اشیاء روی آب است
می تواند بهتر از آب دریاها و اقیانوس ها برای ساختن وسایلی مثل زیر دریایی و کشتی های غول آسا
استفاده کند؛ انسان هم می تواند به بهترین نحو از تفکر خود برای حل مسایل خود استفاده کند. معلم
می تواند جدولی را روی تابلو رسم نماید و از دانش آموزان بخواهد هر کدام در ستون مربوط به قوانین
هستی یکی از قوانین فیزیک یا شیمی و علوم دیگر را بنویسد و در طرف دیگر آن استفاده ای که بشر بر
44
اساس آن قوانین به دست آورده است ذکر نماید:
قوانین هستی استفادۀ آن در عالم
بعد از آن معلم با توجه به عمل دانش آموزان توضیح می دهد که هر کدام از قوانین، انسان را
برای بهره برداری بهتر از چیزهایی یاری می کند. حال قوانین تفکر هم انسان را در درست و بهتر تعریف
کردن، درست استدلال کردن، راه های معتبر اثبات کردن، فریب استدلال های غلط را نخوردن، و
فریب تعاریف نادرست را نخوردن یاری می کند؛ درس منطق به دنبال یاری رساندن دانش آموزان در
این امور است.
10 مقایسه عمل اندیشیدن با اعمال دیگر انسانی:
الف( دیدن ب( کار کردن قلب ج( شنیدن
در این قسمت به کمک دانش آموزان می توان جدولی از اعمال ارادی و غیر ارادی انسان ارایه
نمود. به گونه ای که معلم جدولی را رسم نماید و از دانش آموزان بخواهد که زیر هر کدام، عملی را که
فکر می کنند بنویسند.
اعمال ارادی اعمال غیر ارادی
امکان دارد بعضی مواقع دانش آموزان اشتباه کنند این امر بسیار به تدریس معلم کمک می کند.
معلم می تواند از دانش آموزان دیگر بپرسد آیا این عمل غیر ارادی است؟ طبیعی است که بعضی ها
45
موافق و بعضی مخالف باشند. از مخالفان می خواهیم دلایل خود را بگویند و بعد موافقان به بررسی
آن ها بپردازند. به این شیوه دانش آموزان وارد یک بحث سالم می شوند.
11 توصیف کارکرد منطق:
در این مرحله معلم می تواند فعالیت ذهن را با قلب مقایسهکند: این که هر دو غیر ارادی است اما تفاوت ذهن با قلب در این است که انسان بر روی کارکرد ذهن
خود می تواند نظارت داشته باشد و موقع اشتباه کردن آن متوجه گردیده و جلوی اشتباه را بگیرد و آن
را تصحیح نماید.
انسان اگر بخواهد جلوی اشتباه فکر را بگیرد یا بخواهد تفکر غلط را تشخیص دهد و آن را
اصلاح نماید باید با علم منطق آشنا باشد تا بتواند تشخیص دهد چه عواملی باعث تسریع و بهبود تفکر
می شود و چه عواملی باعث کندی و نارسایی تفکر می گردد. از دانش آموزان سؤال می کنیم با توجه به
مقایسه ای که بین کار قلب و ذهن انجام دادیم، منطق چه کاری می تواند برای ما انجام دهد؟
از دانش آموزان می خواهیم تا تعریف علم منطق را که در کادر طرح شده بررسی و کارکرد منطق
را توصیف نمایند.
12 انجام فعالیت نمونه یابی:
در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد تا فعالیتنمونه یابی را انجام دهند و پس از آن که بعضی از دانش آموزان مواردی را که در مسیر تفکر دچار
اشتباه شده بودند بیان کردند معلم از دیگر دانش آموزان بخواهد اشتباه دوست خود را توضیح داده و
برای جلوگیری از این اشتباهات راه حل ارایه دهند.
13 تبیین منطق تکوینی و منطق تدوینی:
ب عضی مواقع فیزیکدانان کتاب هایی را می نویسندکه کار بعضی از قوانین عالم را نشان می دهد. برای مثال این که قانون جاذبه چگونه سیارهٔ ماه را به جزر
و مد آب مربوط می سازد یا گازهای گلخانه ای به لایه اُزن آسیب می رساند یا حرارت صد درجه باعث
به جوش آمدن آب می شود و ... . حال با این توضیح از دانش آموزان می خواهیم که پاسخ دهند، اگر
هیچ فیزیکدانی نباشد قانون جاذبه به کار خود ادامه می دهد؟ اگر نیوتن این قانون را کشف نکرده بود
آیا باز هم می توانستیم انتظار داشته باشیم که سیارات منظومه شمسی به دور خورشید بچرخند؟ و آیا باز
ماه می توانست روی جزر و مد آب تأثیر گذارد؟ آیا اگر هیچ شیمیدانی نباشد که ترکیبات آب را مشخص
کند، هیچ آبی به وجود نمی آمد؟ یا در صد درجه به جوش نمی آمد؟ در این مثال ها دانش آموزان متوجه
می شوند افرادی مثل گالیله، نیوتن، رازی، ابوریحان بیرونی، و دیگران دارای نبوغ خاصی بوده اند که
موفق به کشف بعضی از قوانین هستی شده اند اما نبوغ آنان آن قوانین را به وجود نیاورده است بلکه
تنها به کشف آن ها موفقشان کرده است.
46
حال سؤال می کنیم به نظر شما اگر ارسطو نبود هیچ انسانی تفکر نمی کرد؟ باید بگذاریم خود
دانش آموزان پاسخ های خود را بررسی کنند تا خود به نتیجه برسند. همان طور که در کتاب های فیزیک
قوانین فیزیک تدوین شده اند در کتاب منطق ارسطو هم قوانین تفکر تدوین شده اند لذا می توان منطق
را به منطق تکوینی و منطق تدوینی تقسیم نمود.
14 معرفی ارسطو به عنوان بزرگترین کاشف منطق و مبدع منطق تدوینی :
ازدانش آموزان می پرسیم آیا کشف قوانین منطق برای بشریت مهم بوده است؟ بعد از توضیحاتی در
خصوص کار سوفسطاییان و مغالطه های آ نها از دانش آموزان می خواهیم پاسخ دهند که اگر منطق
ارسطو جلوی کارهای سوفسطاییان را نمی گرفت بشریت امروز با چه مسایل و مشکلاتی روبرو بود؟
15 پاسخ به این سؤال که چرا تفکر بدون منطق امکان پذیر نیست:
پ اسخ به این سؤالدر مرحلهٔ 8 ذکر شده اما از دانش آموزان باید سؤال کرد تا به اهمیت منطق و تفکر پی ببرند.
ج( ارزش یابی از میزان یادگیری
از آنجا که هدف منطق، یادگیری قوانین تفکر و به کار بردن آن ها می باشد پس لازم است از
ابتدای تدریس در همهٔ مراحل از میزان یادگیری مباحث منطق و توانایی کاربرد آنها در یک یک مراحل
که با توجه به ابواب اصلی منطق طرح شده، ارزشیابی انجام گیرد.
دبیر محترم باید از قبل برای خود مشخص کند که کدام یک از فعالیت های دانش آموزان یا
محتوای درس را باید در ارزشیابی مورد توجه قرار دهد و بر آن ها تاکید کند.
مواردی از این درس که باید ارزش یابی شوند عبارتند از:
1 مشارکت و همکاری با معلم در خصوص پرسش ها و انجام امور محوله
2 مشخص کردن توانایی های انسان و اینکه کدام یک از این توانایی ها انسان را از حیوان
متمایز می کند
3 هنگامی که با پاسخی مخالفت می کند بتواند دلیل بیاورد
4 برای انواع تفکر در مرحلهٔ دوم مثال بیاورد
5 اهمیت سؤال و پاسخ و دلیل تنوع پاسخ ها را به سؤالات یکسان، بیان کند
6 دلیل میزان اهمیت تفکر برای روح را از طریق فعالیت های روزانه و آیات و احادیث توضیح
دهد
7 تفاوت بین قوانین تکوینی و وضعی را بیان کند و قوانین فکر را با قوانین فیزیک یا شیمی
47
مقایسه نماید
8 دلیل نیازمندی به منطق و اهمیت آن را بیان کند
9 تفاوت بین منطق تدوینی و تکوینی را توضیح دهد
10 انجام فعالیت هایی که توسط دبیر یا دانش آموزان پیشنهاد می شود
11 مشارکت فعال در مراحل یاددهی یادگیری
د( تمهیدات :
ذهن با اولین تصور انسان آغاز می گردد آدمی در ابتدا فاقد ذهن است ولی با اولین تصور واجد
ذهن می گردد و هر چه تصورات بیشتر می گردد ذهن انسان توسعه می یابد ولی همزمان با توسعهٔ ذهن
قواعدی نیز وجود دارد که برای سامان دادن کار ذهن و استفادهٔ انسان از ذهن خود به کار می افتد.
این قواعد همان منطق است که بدون آن ذهن فاقد کارایی لازم است
1.زبان و منطق
«منطق مطالعهٔ قواعد استنتاج است اما استنتاج چیست؟ استنتاج یعنی استفاده از دانسته ها که
مقدمات نامیده می شود برای رسیدن به چیزی نادانسته که نتیجه نامیده می شود. منطق نحوه گذر از
مقدمات به نتیجه را مطالعه می کند تا مانع از آن شود که ما از مقدمات نتایج نادرست بگیریم. از آنجا که
استدلال با استفاده از زبان صورت می گیرد ناچار منطق برای تجزیه و تحلیل استنتاج ها باید به تجزیه
و تحلیل جمله هایی بپردازد که در جایگاه مقدمه ها و نتیجه قرار می گیرند.زبان طبیعی می تواند ما را به
آسانی بفریبد تا از ساختهای زبانی مشابه نتایج مشابهی بگیریم که طبق قواعد منطق بی اعتبار و فاقد
ارزش صدق هستند.
به این دو جمله توجه نمایید:
1 احمد کاغذچی کارمند شهرداری است
2 احمد کاغذچی اجاره نشین است
از تلفیق این دو جمله می توان نتیجه گرفت: بنابراین احمد کاغذ چی هم کارمند شهرداری است
و هم اجاره نشین است و این استدلال کاملاً معتبر است. حال به جمله های زیر توجه کنید که از لحاظ
3 در خصوص ذهن نظریه های بسیاری مطرح است هم از دیدگاه روانشناسان، فیلسوفان و زبان شناسان برای اطلاع از نظریه های
رایج در خصوص ذهن می توان به کتاب ساخت و کار ذهن اثر کالین بلیک مور ترجمهٔ محمدرضا باطنی و روانشناسی شناختی اثر رابرت.
ال.سوسلو ترجمه فرهاد ماهر مراجعه نمود .
48
ساخت دستوری دقیقاً شبیه به دو جمله اول هستند:
3 مردی کارمند شهرداری است
4 مردی اجاره نشین است
از این تشابِه ساخت دستوری نمی توان نتیجه گرفت: بنابراین مردی هم کارمند شهرداری است
و هم اجاره نشین است. قواعد منطق به ما می گوید «احمد کاغذ چی » و «مردی » متعلق به یک مقوله
اسمی نیستند و در نتیجه نمی توانند تابع یک حکم باشند. «احمد کاغذچی » یک اسم خاص است، یعنی
متعلق به طبقه یا مجموعه ای است که یک عضو بیشتر ندارد. بنابراین هر دو جمله اشاره به فرد واحدی
دارند که تنها عضو آن مجموعه است. اما در جمله های 3و 4 اسمی که بکار رفته «مردی » است؛ و
«مردی » متعلق به یک طبقه باز است که اعضای آن می تواند نامحدود باشد. بنابراین، مردی که کارمند
شهرداری است نمی تواند الزاماً همان مردی باشد که اجاره نشین است. به این اعتبار از تلفیق این دو
جمله منطقاً نتیجه مزبور به دست نمی آید.
حال به مثالی از منطق جمله ها توجه کنید:
اگر احمد در باران گیر کند، آنگاه لباس هایش خیس می شود.
اکنون لباس های احمد خیس است، پس در باران گیر کرده است .
این استدلال نادرست و این نتیجه بی اعتبار است. خیس شدن لباس های احمد الزاماً نتیجهٔ
گیرکردن در باران نیست؛ ممکن است نتیجه افتادن او در جوی آب باشد یا به دلیل این باشد که کسی
شیلنگ آب را روی او گرفته باشد. حال می توان این استدلال غلط را با عوض کردن جای جمله ها به
استدلال درست و نتیجه ای منطقاً معتبر تبدیل کرد:
اگر احمد در باران گیر کند، آنگاه لباس هایش خیس می شود.
اکنون احمد در باران گیر کرده است، پس لباس های او خیس شده است.
این دو مثال کافی است تا نشان دهد که بین زبان و منطق رابطه ای بس نزدیک وجود دارد. اما
در این جا هشداری لازم است. باید به این نکته توجه داشت که منطق با قواعد استنتاج سر وکار دارد
نه با ماهیت مسأله مورد استنتاج. اگر ما استنتاج بالا را به این صورت تغییر دهیم :
اگر احمد در آفتاب بنشیند آنگاه لباس هایش خیس می شود.
اکنون احمد در آفتاب نشسته است پس لباس هایش خیس شده است.
این استنتاج صد در صد معتبر است، زیرا نتیجه آن طبق قواعد منطق که در مثال قبل نیز حاکم
بود از مقدمه های آن گرفته شده است. صدق و کذب منطقی غیر از صدق و کذب تجربی است. صدق
49
و کذب منطقی شبیه به آره و نه است، در حالیکه صدق و کذب تجربی به عالم خارج و میزان آگاهی
ما از آن بستگی دارد. لذا تجربهٔ ما از جهان خارج صحت مقدمات و استنتاج منطقی و نتیجهٔ حاصل
از آن ها را تأیید نمی کند. و از طرف دیگر بر عهدهٔ منطق نیست که در صحت و سقم قضایای تجربی
تحقیق کند. کار منطق این است که بگوید اگر شما این مقدمه ها را پذیرفتید ناچارید این نتیجه را نیز
بپذیرید؛ و یا بر عکس بگوید نتیجه ای که شما گرفته اید از مقدماتی که پذیرفته اید به دست نمی آید. ما در
زبان روزمره صفت «منطقی » را با تسامح بسیار بکار می بریم. مثلاً در اینجا ممکن است بگوییم: «این
منطقی نیست که گفته شود: احمد در آفتاب نشسته است پس لباس های او خیس شده است. » ولی
این عین منطق است که از آن مقدمه ها این نتیجه الزاماً حاصل می شود. ما در این جا صفت منطقی را
به معنی «سازگار با تجربه » به کار می بریم؛ و وقتی می گوییم این منطقی نیست، منظورمان این است که
با تجربه سازگار نیست.
از این مثال نباید چنین استباط کرد که بین زبان طبیعی و زبان صوریِ منطق همواره چنین
شکافی وجود دارد. اکثر جمله های زبان بدون هیچ اشکالی قابل ترجمه به زبان منطق صوری هستند
و نتایج حاصل نیز با تجربه روزمره ما سازگار در می آیند.
آنچه که در زبان طبیعی بین جملات رابطه و اتصال برقرار می کند در منطق صوری دارای
قواعدی است که زبان طبیعی بدون قواعد منطقی حاکم بر آن ها فاقد هرگونه معنای صحیح خواهد بود.
اگر تفکر بدون زبان امکان پذیر نیست و اگر تفکر بدون منطق ممکن نیست بنابراین منطق بدون زبان و
زبان بدون منطق ممکن نخواهد بود.
منطق جدید را به اعتبار این که صرفاً به روابط صوری می پردازد عده ای منطق صورت یا
منطق صوری نامید هاند. برخی دیگر آن را به اعتبار ای نکه ترجیح می دهد به جای کلام ]به مانند منطق
ارسطوئی[ از علائم استفاده کند منطق سمبلیک یا نمادین خوانده اند.برخی نیز به دلیل تحلیل آن از
استدلال های ریاضی و بحث درباره نظام های صوری نام منطق ریاضی را برای آن مناسب تر دانسته
اند. به هر حال آنچه مسلم است منطق جدید )دربرابر منطق سنتی( از شاخه های مهم ریاضیات به شمار
می آید و پیوند آن با فلسفه، به استثنای فلسفهٔ تحلیلی، سست شده است.
14 گفتنی است که در رابطه با دیدگاه آقای باطنی بین فیلسوفان منطق هنوز اختلافات بسیاری بر سر این موضوع است که آیا منطق
ریاضی همان ادامهٔ منطق ارسطوئی به نحو ساده تری است و به علاوه می تواند اشکال بی نهایت استدلال را در زبان طبیعی به دست دهد یا به
هنگام پیدا کردن مبانی منطقی برای ریاضیات پا به عرصهٔ علم نهاده است.
50
منابع
1 پیرامون زبان و زبان شناسی، محمدرضا باطنی انتشارات فرهنگ معاصر
برای معلم
2 زبان و ذهن، ن.چامسکی ترجمه کورش صفوی، انتشارات هرمس برای
معلم
3 زبان شناسی نظری، پیدایش و تکوین دستور زایشی، محمد دبیر مقدم،
انتشارات سخن برای معلم
4 مبانی منطق، محمد علی اژه ای، انتشارات سمت برای معلم و دانش آموز
5 منطق کاربردی، علی اصغر خندان، انتشارات سمت برای معلم و
دانش آموز
6 منطق صوری، محمدخوانساری، انتشارات آگاه برای معلم و دانش آموز
7 تفکر و زبان، لوسیمونوویچ ویگوتسکی، انتشارات نیما برای معلم
8 فلسفه و ساحت سخن، غلامحسین ابراهیمی دینانی، انتشارات هرمس برای
معلم
9 وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی، غلامحسین ابراهیمی دینانی،
انتشارات شرکت سهامی انتشار برای معلم
10 ماجرای فکر فلسفی، جلد اول، غلامحسین ابراهیمی دینانی، انتشارات
طرح نو برای معلم
11 تاریخ مختصر زبان شناسی، روبینز اراچ، ترجمه علی محمد حق شناس، نشر
مرکز برای معلم و دانش آموز
51
پاسخ تمرینات و فعالیت های درس اول
1 قدرت تفکر و اندیشهٔ بشر است.
2 تفکر و تعقل است که در سخن گفتن تجلی می کند.
13 هر کسی که قوانین منطق را بهتر بشناسد و آن ها را رعایت کند کم تر به اشتباه
می افتد و در نتیجه افکار صحیح تری خواهد داشت.
4 الف( هر دو براساس قوانین خاصی فعالیت می کنند. الف( تفکر
ب( نقش اصلی دانش منطق محسوب می شود. ب( انسان
ج( مهمترین فعالیت روح انسان است. ج( بهره برداری
بهتراز فرایند تفکر
د( تفکر او با خلقتش آغاز شود. د( جسم و روح
5 تکمیل کنید:
الف( قواعد حاکم ب( علم منطق ج( تفکر و تعقل
1 نطق دارای دو معناست/ نطق ظاهر )تکلم( و نطق باطن )تفکر(. در کتاب های فلسفی و منطقی مقصود از نطق، نطق باطن )تفکر(
است. علت اینکه به تفکر، نطق باطن می گویند، آن است که انسان ها غالباً در موقع تفکر از کلمات ذهنی استفاده می کنند.
52
چگونه تعریف می کنیم؟
قسمت اول: کلیات
الف( هدف ها
1 هدف کلی:
آشنایی با تعریف و قواعد تعریف2 هدف های آموزشی
تبیین تعریف و قواعد آن در منطق
تبیین تفکر انسان بر اساس تعریف و استدلال
تبیین تصور و تصدیق به عنوان مبنای اصلی تعریف و استدلال
ب( پیش دانسته ها
پیش دانسته های این درس همان مطالبی است که در درس قبل آمده و عبارتند از: تبیین کارکرد
منطق، رابطهٔ فکر با منطق، رابطهٔ بین تفکر و نطق زبان، رابطهٔ بین فکر و منطق و مقایسهٔ بین فکر و
منطق با عالم و قوانین هستی، و این که چرا تفکر بدون منطق امکان پذیر نیست.
ج( اصطلاحات علمی
1 تصور و تصدیق 2 تعریف 3 استدلال 4 ماهیت 5 مفاهیم درونی
علم حصولی به دو دسته تصور و تصدیق قابل تقسیم است. منطق دانان در تعریف تصور گفته اند
تصور عبارت است از صورت حاصله از شیء در ذهن. واضح است که منظور از «پدید آمدن صورت
اشیاء در ذهن » صرفاً پدید آمدن صورت محسوس یا شکل هندسی آ نها نیست، بلکه منظور شناخت
حقیقت و صورت معقول آ نهاست. صورت حاصله از اشیاءرا از این لحاظ که آن را از لفظ م یتوان
فهمید مفهوم و از این لحاظ که آن را به هنگام ادای لفظ در نظر داریم معنا نیز می نامند.)اژ های ص 16 (