تبیین مغالطه

قسمت اوّل :کلیات

الف( هدف ها

1 هدف کلی: آشنایی با مغالطه و شناخت اهداف منطق از شناخت انواع مغالطه

2 هد فهای آموزشی:

شناخت اقسام مغالطه

تبیین رابطهٔ منطق با مغالطه

چگونگی فهم اقسام مغالطه

آشنایی با مغالطه های مربوط به صورت قیاس

آشنایی با مغالطه های مربوط به ماده قیاس

ب( پیش دانسته ها

از آن جا که هر لغزش در هر قسمت از مباحث و موضوعات منطق، دانسته یا ندانسته آغاز مغالطه

خواهد بود، پس شناخت دقیق همهٔ آن چه که دانش آموزان تا به حال دربارهٔ منطق خوانده اند، برای فهم

مغالطه کاملاً ضروری است. به خصوص مبحث قضایا با همهٔ موضوعات خود مقدمه ای است تا بتوان

به نحو احسن مبحث مغالطه را تبیین نمود.

ج( اصطلاحات علمی

مغالطه؛ قیاس به ظاهرمعتبری که با مخفی کردن صورت یا مادهٔ غلط، به منظورحق نشان دادن

یک مدعای باطل یا باطل نشان دادن عقید های حق برای گمراه کردن و مخدوش کردن یا سنجش

توانایی های فرد انجام می گیرد.

درس سیزدهم

250

د( ارتباط با درس قبل

در درس قبل صورت و ماده استدلال بحث گردید و دو نوع کلی مغالطه نیز مربوط به ماده و

صورت استدلال می باشد؛ یعنی بعضی مغالطه ها مربوط به ماده استدلال می باشند و بعضی از مغالطه ها

نیز مربوط به صورت قیاس می باشند. از طرفی مغالطه از صناعات پنج گانه محسوب می گردد؛ یعنی

بنا به محتوایی که در استدلال به کار می رود و هدفی که از این نوع استدلال و قیاس ها انتظار می رود،

خود تشکیل نوعی خاص از استدلال را می دهند؛ اگر چه بعضی از منطق دانان آن را شبه استدلال یا

شبه قیاس می نامند. با این همه مغالطه هم بنا به هدف آن یعنی گمراه کردن و انحراف شنونده و بعضی

مواقع آزمایش توانایی های وی، نوعی استدلال است که می تواند حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد؛

بنابراین درس قبل از مهم ترین مقدمه های بحث مغالطه محسوب می شود.

ه( محورهای اصلی درس

1 مغالطه ظاهری استدلال گونه و برهانی دارد که با مخفی کردن صورت یا مادهٔ غلط می تواند

حقی را باطل و باطلی را حق جلوه دهد.

2 مغالطه دارای اهدافی است؛ اهداف آن هم می تواند به صورت مثبت و سازنده به کار رود و

هم می تواند به صورت منفی و مخرب به کار برده شود.

3 از اهداف سازندهٔ مغالطه سنجش توانایی ها و مهارت های منطقی افراد است که تا چه حد

می توانند مغالطه ها را تشخیص دهند.

4 از اهداف مخرب و منفی مغالطه، گمراه کردن افراد، مخدوش کردن ذهن آن ها، و باطل جلوه

دادن حق، و حق جلوه دادن باطل می باشد.

5 همهٔ آن چه در منطق مانع از خطا و اشتباه در فکر می باشد اگر به طور عمد مورد غفلت

قرارگیرد تشکیل مغالطه می دهد؛ و اگر سهواً انجام گیرد موجب گمراهی است. در اولی شخص

مغالطه کار و در دومی فردی غیر منطقی نام می گیرد.

6 از آن جا که صورت های معتبر در انواع قیاس به خصوص قیاس استثنایی بسیار زیاد است

به همان نسبت می توان از مغالطه در صورت های نامعتبر در این نوع استدلال ها سخن گفت .

7 در قیاس های ترکیبی استثنایی به دلیل صورت های معتبر نامتناهی می توان از مغالطه در

صورت های نامتناهی این نوع قیاس سخن گفت.

8 علاوه بر مغالطه در صورت استدلال، مغالطه در مادهٔ استدلال هم می تواند بسیار زیاد باشد

251

و تنها بخشی از آن ها مورد شناسایی دقیق قرار گرفته است و همیشه امکان وجود انواع دیگری را نیز

که افراد به وجود بیاورند موجود می باشد.

9 بخشی از مغالطه در صورت استدلال مربوط به عدم رعایت قواعد مربوط به حد وسط در

قیاس می باشد .

10 آشنایی با مغالطه های موجود در منطق و آموختن صناعت مغالطه، درست همچون کار طبیب

حاذقی است که نه فقط لازم است بر احوال داروهای مفید )قواعد منطقی( که موجب سلامتی )سلامتی

فکری( است آگاه باشد، بلکه همچنین لازم است بر احوال سموم )انواع مغالطه( نیز واقف باشد تا هم خود

از آن احتراز کند و هم بتواند مسمومان )گمراهان و فریب خوردگان( را درمان کند.

قسمت دوم :سازماندهی فعالیت های یاددهی یادگیری

الف( آماده سازی و ایجاد انگیزه

)برای این مرحله می توان از شیوهٔ ایفای نقش استفاده نمود.(

معلم می تواند ابتدا با داستانی معروف در مورد استادی سوفسطایی و شاگردش آغاز نماید:

در یونان باستان استادی سوفسطایی در شهر می گشت، جوانی آتنی که جویای نام بود

می خواست همانند هم قطاران خود بتواند ادعاهای خود را در دادگاه اثبات نماید؛ ولو آنکه باطل

باشد. این جوان رو به استاد کرد و تقاضا نمود که به او فن مغالطه یا سفسطه را بیاموزد و در عوض

وی قرار گذاشت در اولین دادگاه که بر رقیب خود پیروز گشت، تمام مزد استاد را پرداخت نماید.

استاد با جدیت تمام این صناعت را به او یاد داد؛ اما از قضا مدتی گذشت و برای جوان آتنی دادگاهی

پیش نیامد که بتواند بر رقیب خود پیروز گردد و مزد استاد را به تمامه پرداخت نماید. استاد که دیگر

صبر و تحمل خود را از دست داده بود بدو گفت به دادگاه خواهم رفت و از تو شکایت می کنم و

پول و مزد خود را از تو خواهم گرفت. شاگرد به او گفت اگر در این دادگاه من مغلوب تو گردم بنا

به قراری که با یکدیگر داشتیم و آن این که من باید در اولین دادگاه بر رقیب خود پیروز شوم پول و

مزدی به تو نخواهم داد و اگر دادگاه حق را به من داد بنا به رأی دادگاه هیچ مزدی به تو نخواهم داد.

استاد گفت من اگر در این دادگاه پیروز شوم و دادگاه حق را به من بدهد بنا به رأی دادگاه مزد خود

را از تو می گیرم و اگر مغلوب تو شدم و در این دادگاه شکست خوردم بنا بر قراری که با هم داشتیم و

252

آن این که در اولین دادگاه اگر بر رقیب خود پیروز شوی باید مزد استادت را بپردازی و بنابراین قرار

از تو تمام مزد خود را خواهم گرفت.

خطاب به دانش آموزان: چگونه می توانید مشکل این دو نفر را حل نمایید؟

ب( مراحل تدریس

برای تدریس این درس، مراحل زیر پی شبینی شده است:

1 تبیین مغالطه

2 آشنایی با انواع مغالطه

3 تبیین رابطهٔ منطق با مغالطه

4 انجام فعالیت مربوط به تشخیص مغالطه های صوری و مادی

5 انجام فعالیت بررسی انواع مغالطه از کتب منطقی

1 تبیین مغالطه: چرا بعضی از استدلال ها انسان را گمراه می کند؟ آیا بر این استدلال ها، به

راستی می توان نام استدلال را گذارد؟ اگر آن ها استدلال های قیاسی باشند چطور؟

تا به حال فریب حرف ها و سخنان یک شخص را خورده اید؟

چگونه در بعضی مواقع به غلط راهنمایی می شویم؟

آیاتا به حال افرادی را با استدلال های خود به غلط انداخته اید و موجبات گمراهی آن ها را

فراهم نموده اید؟

به نظر شما چند نوع مغالطه داریم ؟

با توجه به پاسخ دانش آموزان می توان مفاهیمی را که برای تعریف مغالطه به کار می آید برروی

تابلو نوشت. در چنین مواقعی دانش آموزان به خصوصیات بسیاری از مغالطه اشاره می کنند که می توان

همهٔ آن ها را بر روی تابلو نوشت و بعد با ترکیب آن ها تعریفی مناسب از مغالطه به دست داد .

مغالطه؛ قیاس به ظاهر معتبری که با مخفی کردن صورت یا مادهٔ غلط، به منظور حق نشان دادن

یک مدعای باطل یا باطل نشان دادن عقیده ای حق برای گمراه کردن و مخدوش کردن یا سنجش

توانایی های فردانجام می گیرد.

2 آشنایی با انواع مغالطه:در این درس چند نمونه از مغالطه که بیشتر در ناحیه صورت

یا مادهٔ آن ها مغالطه شده آورده شده و البته به انواع دیگری نیز اشاره شده است؛ اما می توان چند نوع

دیگر را افزود و همه را بر روی تابلو نوشت:

253

1 در باز است.

باز پرنده است.

پس در پرنده است.

2 سقراط غیر افلاطون است.

افلاطون انسان است.

پس سقراط غیر انسان است.

3 هر انسانی بشر است.

هر بشری خندان است.

پس هر انسانی خندان است .

4 جیوه فلز است.

هر فلزی جامد است.

پس جیوه جامد است.

5 یخ از آب است.

آب مایع است.

پس یخ مایع است.

6 امیر پدر مهربانی است.

هر پدر مهربانی دبیر خوش اخلاقی است.

پس امیر دبیر خوش اخلاقی است.

7 اگر حسن درس بخواندآنگاه حسن قبول می شود.

حسن قبول شده است.

پس حسن درس خوانده است.

8 اگر بخاری روشن شود اتاق گرم می شود.

اتاق گرم شده است.

پس بخاری روشن است.

9 اگر می توان گفت که عکس قضیه «بعضی لباس ها سفیدنیستند »، یعنی « بعضی سفیدها لباس

نیستند » درست است، پس باید عکس قضیه «بعضی انسان ها نویسنده نیستند »، یعنی « بعضی نویسنده ها

انسان نیستند » هم درست باشد.

254

از دانش آموزان می پرسیم:

آیا می توانید مغالطه های موجود در استدلال های طرح شده را بیابید؟

به نظر شما چند نوع مغالطه می توانیم بر شماریم؟

چرا استدلال های طرح شده را شبه استدلال می خوانند؟ کدام یک از ارکان استدلال در آن ها

وجود ندارد؟

در مبحث قیاس چه شروطی را برای انتاج اَشکال قیاس طرح نمودیم؟ آیا این شروط در این

اَشکال از قیاس رعایت شده است؟

عدم رعایت شروط استنتاج در استدلال موجب چه خواهد شد؟

آیا تا به حال با چنین استدلال هایی روبرو شده اید؟ قبل از آن که فهم و شناختی از منطق پیدا

کنید در برابر آن ها چه می کردید؟

پاسخ به این سؤالات دانش آموزان را راهنمایی می کند به انواع مغالطه هایی که این درس در

صدد بیان آن ها است و از این طریق دانش آموزان متوجه می شوند که اگر در کاربرد قواعد منطق

برای استنتاج شناخت و مهارت کافی پیدا کنند کمتر گرفتار مغالطه خواهند شد و هر چه مهارت آن ها،

اطلاعات، قدرت تفکر، و استدلالشان قوی تر و نیرومندتر گردد به همان نسبت نیز کمتر گرفتار مغالطه

خواهند شد.

با توجه به پاسخ دانش آموزان معلم می تواند مغالطه هایی که مربوط به صورت قیاس می باشد

یک یک طرح نموده و به بعضی از انواع مغالطه اشاره نماید. مغالطه هایی هم که در ماده انجام گرفته با

بحث و تبادل نظر بین دانش آموزان مشخص کنند که این ماده و محتواچگونه به دست آمده است. از

دانش آموزان در برابر هر مغالطه حل مغالطه را نیز از آن ها بخواهید .

3 تبیین رابطۀ منطق با مغالطه: در این مرحله با توجه به مبحث صناعات خمس از

دانش آموزان می خواهیم توضیح دهند که آشنایی با این فن و صناعت که در منطق به عنوان یکی از

صناعات طرح شده چه نتایجی را برای دانش آموزان خواهد داشت .

پاسخ هایی که دانش آموزان می دهند می تواند مضامین زیر را در برداشته باشد:

1 انسان ناخواسته خود مرتکب مغالطه نشود.

2 دیگری نتواند با او مغالطه کند.

3 بتواند شخص ثالثی را که در معرض مغالطه قرار گرفته است رهایی بخشد.

4 بتواند با مغالط هگری که معاند حق است متقابلاً مغالطه کند.

255

5 برای امتحان آن را به کار برد.

6 توانایی های خود و رقیب را سنجش نماید.

7 با توجه به مغالطه حقیقت را کشف نماید.

8 ……

از دانش آموزان می پرسیم:

اگر منطق بخواهد خطاهایی را که در تفکر به وجود می آید نشان دهد جایگاه مغالطه براساس این

هدف بزرگ منطق چگونه مشخص می گردد؟

منطق همانند شغل طبابت،طبابت تفکر است. طبیب تفکر همان طور که بر احوال قواعد مفید

تفکر که موجب سلامتی فکر می شود باید آگاه باشد باید همچنین بر احوال انواع خطاهای در تفکر و

انواع مغالطه نیز واقف باشد تا هم خود از آن احتراز کند و هم بتواند فریب خوردگان مغالطه را درمان

کرده و نجات بخشد.

4 انجام فعالیت مربوط به تشخیص مغالطه های صوری و مادی: نمونه هایی از مغالطه ها

را که در صورت و ماده آن ها مغالطه صورت گرفته بر روی تابلو بنویسید و از دانش آموزان بخواهید

انواع مغالطه را مشخص نمایند.

5 انجام فعالیت بررسی انواع مغالطه از کتب منطقی: ازدانش آموزان بخواهید با

مراجعه به کتاب «مبانی منطق » دکتراژه ای، «منطق »مرحوم دکترخوانساری، و «منطق کاربردی »دکتر

خندان، انواع مغالطه هایی را که در این کتاب ها طرح گردیده اند مطالعه کرده وآن انواعی را که به درستی

دریافته اند درکلاس مطرح نمایند.

از آنجا که در این درس به صورت مختصر به بحث مغالطه پرداخته تفصیل این مطالب از طرف

معلم می تواند بر دشواری مبحث بیفزاید؛ پس می توان از دانش آموزان خواست که خود با توجه به انواع

مغالطه در کتاب های یاد شده مواردی را پیدا نمایند و به صورت گروهی با نمونه هایی که پیدا نموده اند به

بحث منطقی بپردازند و گرو هایی را که زودتر بتوانند نوع مغالطه را مشخص کنند مورد تشویق معلم و

هم کلاسی هایشان قرار دهند.

ج( ارزش یابی از میزان یادگیری

موارد زیر برای ارزش یابی پیشنهاد می گردد:

1 توانایی تبیین مغالطه و تعریف نسبتاً جامع از آن

256

2 توانایی تبیین انواع مغالطه هایی که در درس وجود دارد .

3 توانایی تبیین رابطهٔ منطق با مغالطه

4 توانایی تشخیص انواع مغالطه هایی که در بخش فعالیت طرح می گردد.

5 انجام فعالیت های محوله

6 همکاری در همهٔ مراحل تدریس

قسمت سوم : تمهیدات

الف( دانستنی های ضروری برای معلم

1 ماده مغالطه: قضایایی که مقدمات مغالطه از آن تشکیل می شود بیشتر از مشبهات یا

وهمیات است.

«هرگاه قیاس به منظور «نقض وضع » یا عقیدهٔ شخص دیگری تألیف شود آن را در اصطلاح

منطق تبکیت 1 گویند. چنین قیاسی هر گاه در عین برخورداری از صلاح صورت به لحاظ ماده نیز

از قضایای صادق و یقینی تشکیل شود تبکیت را «تبکیت برهانی » می خوانند و اگر ماده از مسلمات

یا مشهورات تشکیل شود تبکیت، «تبکیت جدلی » خوانده می شود. اگر تبکیت نه برهانی باشد و نه

جدلی بلکه فقط شبیه به یکی از این دو باشد، در صورتی که شبیه به تبکیت برهانی باشد آن را «تبکیت

سوفسطایی » یا مغالطه و اگر شبیه به تبکیت جدلی باشد آن را «مشاغبه » می نامند. به طور خلاصه مغالطه

یا تبکیت سوفسطایی قیاس فاسد و باطلی است که به صورت یک برهان عرضه می شده اما هدف از

تشکیل آن ابطال وضع یا عقیده مخاطب است ».)اژه ای ص 180 (

2 اقسام مغالطه

الف( اجزاء بیرونی مغالطه :بعضی مواقع فردی که قصد مغالطه دارد قبل شروع استدلال طوری

صحنه آرایی می کند که ذهن مخاطب را مشوش کند. برای مثال سخنان نامربوطی را بیان می کند و فضایی را

ایجاد می کند که از فضای موجود حد اکثر بهره را برای فریب ببرد.بعضی از این امور عبارتند از:

1 برانگیختن خشم مخاطب؛ برای مثال بضاعت کم علمی مخاطب یا نواقصی که در وی وجود

دارد.

١ Refutation در لغت عربی عبارت است از سرزنش و تنبیه با تازیانه یا شمشیر. مجازاً در معنای سرزنش با کلام به کار می رود.

257

2 مطرح کردن مطالب بی ربط و زاید تا موجب تشویش مخاطب گردیده و ذهن وی پراکنده

شود.

3 حرکات ظاهری و طرز سخن گفتن به گونه ای که چنین وانمود شود که مخاطب تسلیم گردیده

است.

4 به کار بردن اصطلاحات سخت و نامأنوس به گونه ای که طرف از پاسخ دادن عاجز گردد.

5 تخطئه کردن اصول و عقایدی که مخاطب پذیرفته است.

6 تأویل و تفسیر سخن مخاطب به گونه ای که سخن وی امری نامعقول و خلاف واقع است.

ب( اجزاء درونی مغالطه: 1 مغالطات لفظی؛ در این مغالطه خود بر شش قسم می باشد:

1 مغالطهٔ اشتراک لفظ 2 مغالطهٔ ترکیب مفصل 3 مغالطهٔ تفصیل مرکب 4 مغالطهٔ تأکید

5 مغالطهٔ ممارات 6 مغالطهٔ ناشی از هیأت لفظ

2 مغالطات غیر لفظی یا معنوی؛ این گونه مغالطات که مستقل از زبانند به هفت قسم تقسیم

می شوند: 1 مغالطهٔ عروض )مغالطهٔ اخذ ما بالعرض به جای ما بالذات( 2 سوء اعتبار حمل 3 سوء

تألیف 4 مصادره به مطلوب 5 ایهام انعکاس )در رابطه استلزام( 6 مغالطه عدم ربط یا قرار دادن

غیر علت به جای علت 7 جمع چند مسأله در یک مسأله 1

ب( منابع

منابع این درس همان منابع درس یازدهم می باشد.

پاسخ تمرینات و فعالیت های درس سیزدهم :

١ در این جا حکم مربوط به مولکول ها با یک تمثیل ناروا به خود جسم تسرّی داده شده است.

)مغالطهٔ ترکیب(

٢ این استدلال یک قیاس استثنایی است. در قیاس استثنایی که یک مقدمه، قضیهٔ شرطی

متصل باشد، از پذیرش مقدم می توانیم تالی را نتیجه بگیریم. در این جا به صورت برعکس عمل شده،

یعنی از پذیرش تالی )که در مقدمه دوم آمده است( مقدم قضیهٔ شرطی نتیجه گرفته شده است. )مغالطهٔ

وضع تالی(

٣ در این جا یک قضیهٔ موجبهٔ کلی )با ادب غیرناسزاگو به دیگران است( به صورت کلی عکس

١ برای تفصیل و توضیح بیشتر مراجعه کنید به «مبانی منطق » اثر دکتر اژه ای فصل هشتم قسمت مغالطه.

258

مستوی شده است، درحالی که عکس مستوی موجبه کلی موجبهٔ جزئی است. یعنی:

برخی از کسانی که به دیگران ناسزا نمی گویند، باادبند. )برخی غیرناسزاگویان با ادبند( اگر این

قاعده رعایت نشود مغالطهٔ ایهام انعکاس رخ خواهد داد.

٤ از این که موجبه کلی در برخی موارد می تواند به صورت موجبه کلی، عکس مستوی شود،

نمی توانیم نتیجه بگیریم که این مسئله در همهٔ موارد چنین است. همان گونه که در عکس مستوی

توضیح داده شد، در عکس مستوی موجبهٔ کلی، در مواردی مجبوریم عکس مستوی را به صورت

موجبهٔ جزئی بیاوریم و این امر سبب می شود که قاعدهٔ کلی ما در عکس مستوی موجبهٔ کلی، تبدیل به

موجبهٔ جزئی شود. لذا اگر این قاعده رعایت نشود مغالطهٔ ایهام انعکاس رخ خواهد داد.

259

منابع فارسی

1 آیتی، محمد ابراهیم) « )1371 مقولات و آراء مربوط به آن »، انتشارات دانشگاه تهران.

2 ابراهیمی دینانی، غلامحسین ) « )1389 فلسفه و ساحت سخن »، انتشارات هرمس.

3 ابراهیمی دینانی،غلامحسین ) « )1362 وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی ،»

انتشارات شرکت سهامی انتشار.

4 ابراهیمی دینانی، غلامحسین ) « )1379 ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام »، انتشارات

طرح نو.

5 ابن سینا، حسین بن عبداللّٰه ) « )1364 النجاة من الغرق فی بحرالضلالات »، با ویرایش و

دیباچهٔ محمد تقی دانش پژوه، انتشارات دانشگاه تهران.

6 اژه ای، محمد علی) « )1385 مبانی منطق » انتشارات سمت.

7 افلاطون ) « )1375 دوره آثارافلاطون » ترجمه محمدحسن لطفی،رضاكاویانی، انتشارات

خوارزمی.

8 استیور، دان.آر ) « )1380 فلسفه زبان دینی » ترجمه حسین نوروزی، انتشارات مؤسسه

تحقیقاتی علوم اسلامی انسانی دانشگاه تبریز.

9 استیور، دان.آر ) « )1384 فلسفه زبان دینی » ترجمه ابوالفضل ساجدی، نشر ادیان.

10 اسكروتن، راجر ) « )1382 تاریخ مختصر فلسفه جدید )از دكارت تاویتگنشتاین »

ترجمه اسماعیل سعادتی خمسه، انتشارات حكمت.

11 استید، كریستوفر ) « )1380 فلسفه در مسیحیت باستان » ترجمه عبدالرحیم اردستانی،

انتشارات مركز مطالعات و تحقیقات ادیان ومذاهب.

12 باطنی، محمدرضا ) « )1371 پیرامون زبان و زبان شناسی »، انتشارات فرهنگ معاصر.

13 برن، ژان.) « )1363 افلاطون » ترجمه سیدابوالقاسم پورحسینی، انتشارات فرهنگ.

14 پایا، علی ) « )1382 فلسفه تحلیلی، مسائل وچشم اندازها »، انتشارات طرح نو.

15 تیدمن، پل و هاوارد کَهِین ) « )1383 درآمدی نو به منطق نُمادین » ترجمهٔ رضا اکبری،

انتشارات دانشگاه امام صادق )ع(.

1٦ چالمرز، آلن.اف ) « )1374 چیستی علم » ترجمه سعید زیباكلام، انتشارات علمی و فرهنگی.

1٧ چامسکی، نوام ) « )1379 زبان و ذهن » ترجمه کورش صفوی، انتشارات هرمس.

260

1٨ خندان، علی اصغر ) « )1382 منطق کاربردی »، انتشارات سمت.

1٩ خوانساری، محمد ) « )1366 منطق صوری »، انتشارات آگاه.

20 دامپی یر ) « )1371 تاریخ علم » ترجمه عبدالحسین آذرنگ، انتشارات چاپ ونشر علامه

طباطبائی.

2١ دبیر مقدم، محمد ) « )1379 زبان شناسی نظری پیدایش و تکوین دستور زایشی ،»

انتشارات سخن.

2٢ دولا كامپانی،كریستیان ) « )1380 تاریخ فلسفه در قرن بیستم » ترجمه باقرپرهام،

انتشارات آگاه.

2٣ راس، دیوید ) « )1377 ارسطو » ترجمه مهدی قوام صفری، انتشارات امیركبیر.

2٤ روبینز. ار. اچ ) « )1372 تاریخ مختصر زبان شناسی » ترجمه علی محمد حق شناس،

نشر مرکز .

2٥ ژیلسون، اتین ) « )1370 نقد تفكر فلسفی غرب » ترجمه احمد احمدی، انتشارات حكمت.

2٦ ژیلسون، اتین ) « )1366 روح فلسفه در قرون وسطی » ترجمه علی مراد داوودی،

انتشارات علمی و فرهنگی.

2٧ ژیلسون، اتین ) « )1374 خدا و فلسفه » ترجمه شهرام پازوكی، انتشارات حقیقت.

2٨ ژیلسون، اتین ) « )1371 عقل و وحی در قرون وسطی » ترجمه شهرام پازوكی، انتشارات

مؤسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی.

2٩ علوی نیا، سهراب ) « )1380 معرفت شناسی ریاضی ویتگنشتاین و كواین »، انتشارات

نیلوفر.

30 فرگه، گوتلب ) « )1374 اندیشه » ترجمه محمود یوسف ثانی، فصلنامه ارغنون، شماره

7و 8.

3١ كاپلستون،فردریک ) « )1370 تاریخ فلسفه از بنتام تا راسل » ترجمه بهاءالدین

خرمشاهی، انتشارات علمی و فرهنگی وسروش.

3٢ كاپلستون، فردریک ) « )1380 تاریخ فلسفه ازدكارت تا لایب نیتس » ترجمه غلامرضا

اعوانی، انتشارات سروش.

3٣ كاپلستون، فردریک ) « )1379 تاریخ فلسفه از و لف تا كانت » ترجمه اسماعیل سعادت،

انتشارات سروش.

261

3٤ كانت،ایمانوئل ) « )1362 سنجش خرد ناب » ترجمه میرشمس الدین ادیب سلطانی، انتشارات

امیركبیر.

3٥ كورنر،اشتفان ) « )1373 فلسفه كانت » ترجمه عزت اللّٰه فولادوند،انتشارات خوارزمی.

3٦ لاكوست، ژان ) « )1375 فلسفه