نمونه سؤالات تمام دروس فلسفه 3 با جواب
|
|
|
فلسفه چیست (1) بخش اول فلسفۀ سال سوم
|
1- ریشه یونانی لفظ فلسفه چیست؟ و معنای آن چه می باشد؟
فیلوسوفیا - دوستدار دانایی
2- عقیدۀ سوفیست ها را دربارۀ حقیقت و واقعیت توضیح دهید؟
این گروه ادراک انسان را مقیاس حقیقت و واقعیت می گرفتند، ایشان می گفتند هر کس هر چه خودش بفهمد همان حقیقت و واقعیت است و برای حقیقت و واقعیت، ارزش و اعتباری جدا از ادراک آدمی قائل نبودند.
3- چرا سقراط مایل نبود او را سوفیست بخوانند؟
به علت تواضع و فروتنی یا شاید بخاطر همردیف نشدن با سوفیستها
4- سوفیست ها در استدلالهای خود از چه فنی استفاده می کردند؟
مغالطه
5- لقب فیلوسوف را نخستین بار چه کسی به خود داد؟
فیثاغورث
6- مفهوم لقب سوفیست در اصل چه بود و بعدها چه مفهومی به خود گرفت؟
در آغاز به معنی دانشمند بود، بعدها به معنی مغالطه کار رایج شد.
7- کلمۀ فیلوسوف که در اصل به معنی دوستدار دانایی بود رفته رفته به مفهوم ...... ارتقاء پیدا کرد و کلمۀ فلسفه مرادف با ...... شد.
دانشمند - دانش
8- سؤال از (فلسفۀ برخی امور) چه وقت در ذهن انسان ایجاد می شود؟
هر گاه با اموری روبرو شوند که بر خلاف انتظار و عادت آنهاست و یا از عواملی که سبب پیدایش آن امور اطلاع درستی نداشته باشند.
9- توضیح دهید کلمه فلسفه در اصطلاح مردم به چه معناست؟
مقصود چرایی حادثه ها و توضیح و تبیین عقلانی آنهاست.
10- چرا اندیشمندان و همچنین مردم امروز، به سراغ بحث های فلسفی می روند؟
انسان پیوسته می کوشد تا با بهره جویی از عقل خود به راز و رمز امور دست یابد. وقتی او در مقابل حوادث جهان دچار حیرت می شود برای زدودن حیرت و فهم حقایق امور به سوی فلسفه میرود.
11- نام پنج اصل از اصول و مبانی فلسفی علوم تجربی را بنویسید؟
1- واقعیت داشتن جهان 2- قابل شناخت بودن طبیعت 3- درستی روش تجربه 4- یکسان عمل کردن طبیعت 5- تبعیت همۀ موجودات از اصل علیت.
12- علم تجربی را تعریف کنید؟
مجموعۀ منظمی از نتایج تلاشهای تجربی انسان، برای درک بهتر پدیده های طبیعت.
13- چگونه و با چه روشی دانشمندان علوم تجربی به کشف اسرار طبیعت می پردازند؟
با کمک حواس و روش تجربه آزمایش
14- مفهوم (قانون) در علوم تجربی بیانگر چه اصلی است؟
اصل یکنواخت عمل کردن طبیعت
15- از مفهوم قانون در علوم تجربی چه می توان فهمید؟
مفهوم قانون بیانگر علیت چیزی نسبت به چیز دیگر است.
16- مهم ترین اصلی که زیر بنای همه تحقیقات علمی قرار می گیرد کدام اصل است؟
اصل علیت
17- اصل علیت را تعریف کنید؟
اصل علیت به ما می گوید که امکان ندارد حادثه ای در این جهان بدون علت اتفاق افتد و یا موجودی خود به خود و بدون دخالت یک عامل دیگر به وجود بیاید.
18- اصل تبعیت همه موجود از قانون علیت را به یک مثال توضیح دهید؟
مثلا ً قانونی به ما می آموزد که دور شدن یا نزدیک شدن چشمه صوت به شنونده علت تغییر طول موج صوت است. این قانون بیان چیزی نسبت به چیز دیگر است در همه علوم برای بیان قوانین از مفاهیم علت و معلول استفاده می شود.
19- ارزش و اعتبار اصل علیت را نزد دانشمندان تحلیل نمایید؟
دانشمندان بخاطر یافتن علل پدیده هاست که خود را به رنج می اندازند، این اصل نزد همه دانشمندان اصلی پذیرفته شده است و همۀ قوانین علمی بر پایۀ این اصل بنا می شود.
20- کاربرد مفاهیمی هم چون اسید، بار الکتریکی، توسط دانشمند علوم تجربی، بیانگر چه اصول پذیرفته شده ای از جانب آنهاست؟
عناصر فوق در طبیعت از امور واقعی هستند، آدمی قادر به شناخت طبیعت و قوانین آنهاست.
21- توضیح دهید که اصول و مبانی مهم تحقیقات تجربی، چگونه قابل اثبات هستند؟
برای شناخت این اصول و مبانی باید به قلمرو فلسفه پا نهاد، فلسفه عهده دار در تحقیق در این مبانی و اصول است. تا برای آن شالودۀ مطمئنی ایجاد کند.
22- توضیح دهید که چرا فلسفه دربارۀ مبانی و اصول غیر تجربی علوم بحث می کند؟
زیرا فلسفه در پی دست یافتن به یک تبیین عقلانی از علوم تجربی است. و می خواهد به این سوال پاسخ دهد که چرا به علوم تجربی می توان اطمینان کرد و نتایج آن را پذیرفت و از آن نتایج در زندگی سود برد.
23- توضیح دهید که چه نوع تلاشی را می توان به عنوان (یک کار فلسفی) قلمداد کرد؟
هر گاه ما یک موضوع جدی را در مقابل دیدگان عقل قرار دادیم و با روش عقلی و منطقی سعی در شناخت ابعاد آن نمودیم یک کار فلسفی کرده ایم.
24- توضیح دهید کار (فلسفه علوم طبیعی) چیست؟
فلسفه علوم طبیعی، دانش های تجربی را در مقابل دیدگان خود قرار می دهد. و در آنها به تعمق می پردازد تا مبادی و نقاط اتکاء آن علوم و نیز روشهایی را که آنها به کار می گیرد تبیین عقلانی کند.
|
نمونه سؤالات |
|
فلسفه چیست (2) فلسفۀ سال سوم |
1- علم روانشناسی را تعریف کنید؟
علمی است که در آن حالات روانی و رفتار آدمی تحقیق و بررسی می شود.
2- رابطۀ فلسفه را با علم روانشناسی توضیح دهید؟
اگر فیلسوفی معتقد باشد که انسان علاوه بر جسم مادی صاحب یک روح غیر مادی هم هست روانشناسی متناسب با مکتب او با روانشناسی فیلسوفی که انسان را بجز جسم مادی نمی داند، فرق می کند. بحث شناخت نیز عامل دیگری در پیوند فلسفه و روانشناسی است. بحث شناخت در فلسفه از حقیقت ذهن آدمی و قواعد آن در شناخت عالم خارج سخن می گوید. چون شناخت یکی از افعال روانی انسان است همین بحث در روانشناسی نیز مطرح می شود.
3- توضیح دهید بحث شناخت در فلسفه پیرامون چه موضوعی مطرح شده و این بحث چگونه با علم روانشناسی ارتباط پیدا می کند؟
بحث شناخت در فلسفه پیرامون حقیقت ذهن آدمی و قواعد آن در شناخت عالم خارج سخن به میان می آورد. از آنجا که شناخت یکی از افعال روانی است همین بحث در روانشناسی مطرح شده است.
4- علم جامعه شناسی را تعریف کنید؟
جامعه عبارتست از تجمع گسترده ای از مردم با عقاید و سُنت ها و روش های زندگی و منابعِ اقتصادی و سیاسی مشترک که برای رسیدن به هدف های مشترک خود آگاهانه با هم تعاون عمومی دارند.
5- نام دو مسئله از مسائل جامعه شناسی را که ریشه در بینش جامعه شناسان دارد، بنویسید؟
اصالت فرد و اصالت جامعه
6- ارتباط فلسفه و علم جامعه شناسی را درباره ی بحث اصالت فرد و اصالت جامعه توضیح دهید؟
برخی از جامعه شناسان اصالت را به فرد و برخی به جامعه می دهند. پیروان مکتب اصالت فرد در حقیقت جامعه را چیزی جز مجموعِ افراد نمی دانند و برای جامعه جدای از افراد وجود مستقلی قائل نیستند. این مطلب که آیا جامعه دارای وجود مستقل از افراد هست یا نه، یک بحث فلسفی است.
7- عقیدۀ فیلسوفان مکتب فلسفی مارکسیسم و فیلسوفان الهی را درباره ی انسان و پایگاه طبقاتیِ او مقایسه کنید؟
در مکتب فلسفی مارکسیسم این اعتقاد وجود دارد که برخی، بسته به اینکه در کدامیک از طبقات اقتصادی جامعه تعلق دارد و در کدام دوره زندگی می کند دارای عقاید و ارزشهای خاصی است. در این مکتب انسان مثل تکه مومی فرض شده، که خودش نمی تواند به خودش شکلی دهد بلکه تحت شرایط اقتصادی و اجتماعی زمانه خود شکل می گیرد. اما از دید فیلسوفان الهی، انسان با روح غیرمادی و فطرت الهی خود، صاحب اراده ای آزاد است که می تواند خود را از قید و بند پایگاه طبقات خود رها سازد و با ارزیابی اندیشه ها و ارزشها در ترازوی عقل و منطق برای خود فرهنگ خاصی انتخاب کند.
8- توضیح دهید چه وقت انسان وارد حوزه ای از معرفت به نام (فلسفۀ علم سیاست) می شود؟
یکی از مسائل مهم در علم سیاست این است که حکومت بر مردم حق چه کسی یا چه کسانی است؟ و مردم باید از چه کسی یا چه کسانی اطاعت کنند. پاسخ به این سؤال وقتی ممکن می شود که ما بتوانیم وارد حوزه ای از معرفت به نام فلسفۀ علم سیاست شویم و با دست یافتن به مبانی و اصول دربارۀ ماهیت و حقیقت انسان و جامعه، کلیدی برای تبیین عقلانی این مسئله پیدا کنیم.
9- ارتباط فلسفه با علم سیاست را بررسی کنید؟
یکی از مسائل مهم در علم سیاست این است که حکومت حق کیست؟ مارکسیسم حکومت را حق طبقۀ کارگر می داند. بسیاری از جامعه شناسان غربی مشروعیت سیاسی را متعلق به اکثریت مردم یک جامعه می دانند. در اسلام حکومت و اقتدار تنها اَز آنِ خداوند است و کسی حق مشروعیت سیاسی پیدا می کند که حکم خدا را بیان می کند. در حکومت دیکتاتوری اقتدار سیاسی اَز آنِ فرد دیکتاتور است. پاسخ این سؤال وقتی ممکن است که وارد حوزۀ فلسفۀ علم سیاست شویم و با دست یافتن به مبانی و اصول درباره ی ماهیت و حقیقت انسان در جامعه کلیدی برای تبیین عقلانی این مسئله بیابیم.
10- توضیح دهید چه وقت انسان وارد حوزه ای از معرفت به نام (فلسفۀ علم اخلاق) می شود؟
وقتی می خواهد بداند اصولا ً چه چیزهایی بد است و چه چیزهایی خوب است و بخواهد یک مبنای عقلانی پیدا کند تا بر اساس آن بتواند احکام و قواعد علم اخلاق را تبیین عقلانی کرد.
11- ارتباط فلسفه با علم اخلاق را شرح دهید؟
در اخلاق صحبت از خوبی و بدی و باید و نباید است اما اگر کسی از خود بپرسد چرا راستی و درستی خوب است و دروغ و خیانت بد یا چرا انسان باید راستگو باشد، یا اینکه آیا صفات اخلاقی نسبی هستند یا نه؟ اگر نسبی اند تابع چه چیز دیگری هستند؟ جواب این سوالها در علم اخلاق یافت نمی شود بلکه باید وارد حوزۀ فلسفۀ علم اخلاق شد تا با پیدا کردن مبنای عقلانی برای آنها بتوان احکام و قواعد علم اخلاق را تبیین عقلانی کرد.
12- ارتباط فلسفه با علم هنر را شرح دهید؟
هنر سروکار داشتن با زیبایی است اما بشر حق دارد از حقیقت و ماهیت زیبایی سؤال کند. و بداند فرق یک هنرمند با دیگران در چیست؟ ! و از کدام لایۀ نهایی هستی پرده بر می دارد که عالم را به چشم ما زیباتر جلوه گر می کند. چرا همۀ مردم زبان زیبایی و هنر اشیاء را نمی فهمند؟ اینها همه سؤالات است که محتاج به تبیین عقلانی است و جای طرح آن در فلسفۀ هنر است.
13- در علم حقوق چه مسائلی مطرح می شود، این مسائل چه ارتباطی با فلسفه دارند؟
یکی از مسائل اساسی علم حقوق این است که جرم چیست؟ چه کسی باید برای مجازات مجرمان قانون وضع کند چرا مردم مجرم باید مجازات و تنبیه شوند. اگر فیلسوفی انسان را صاحب روح و فطرت و ارادۀ آزاد بداند، خودِ انسان را در مواقعی مجرم خواهد دانست. اگر فیلسوفی انسان را مجبور و تابع شرایط اقتصادی و اجتماعی بداند نظرش دربارۀ جرم و مجازات فرق می کند. تبیین عقلانی این مسائل ما را به فلسفه و علم اخلاق می کشاند.
|
تست های ریز طبقه بندی |
|
فلسفه و علوم انسانی |
1- اثباتِ حقیقت و ماهیت انسان به چه طریق ممکن است؟
1) از طریق علمی و تجربی 2) از طریق بحث های فلسفی
3) از طریق آزمایشگاه های تجربی 4) از طریق روان شناسی تجربی
2- بحث دربارۀ ماهیت و حقیقت انسان در کدام یک از علوم زیر قابل تحقیق است؟
1) روان شناسی 2) فلسفه 3) جامعه شناسی 4) حقوق
|
فلسفه و روان شناسی |
3- کدام بحث فلسفی بیانگر رابطۀ میان فلسفه و روان شناسی است؟
1) معرفت 2) وجود 3) ماهیت 4) علت
4- پیوند فلسفه و روان شناسی را در کدام بحث فلسفی می توان مشاهده کرد؟
1) معرفت 2) وجود شناسی 3) علت و معلول 4) امکان روجوب
|
نمونه سؤالات |
|
فلسفه چیست (3) فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه فلسفۀ سال سوم |
1- توضیح دهید که به طور کلی چه ارتباطی میان علوم انسانی و فلسفه وجود دارد؟
در رشته های مختلف علوم انسانی بسته به اینکه دانشمندان چه تصوری از انسان داشته باشند، نظریات آنها متفاوت است. این دانشمندان دربارۀ ماهیت انسان عقایدی دارند که اثبات آن عقاید از راه های علمی و تجربه ممکن نیست بلکه باید در علم فلسفه توجیه عقلانی شود.
2- فلسفه چگونه کوششی است؟
فلسفه کوششی است برای فهم علت حقیقی رویدادها و درک مبانی و اصولی که علوم تجربی و علوم انسانی بر آنها استوار شده است.
3- نوع نگرش یک فیلسوف به اشیاء و پدیده ها چگونه است؟
او به مسائل با نگاهی ریشه یاب می نگرد.
4- توضیح دهید اشیاء و پدیده ها در علوم مختلف چگونه مورد بررسی قرار می گیرند؟
علوم مختلف هر کدام را از لحاظ صفت و خصوصیت معینی می شناسد، یعنی ما معمولا ً به اشیاء از آن جهت توجه می کنیم که چه چیزی هستند و به همین لحاظ به سراغ علوم مختلف می رویم.
5- دانشی که در پی یافتن احکام و قواعد هستی اشیاء می باشد ....... نام دارد؟
فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه
6- توضیح دهید چه تفاوتی میان کار یک فیلسوف و کار یک عالم در بررسی اشیاء وجود دارد؟
یک عالم قصد دارد در کاوش های خود موجودات را از لحاظ صفت و خصوصیت معینی بشناسد و بداند که این شئ چیست؟ اما فیلسوف در پی یافتن احکام و قواعد هستی و وجود است. او به بودن اشیاء و اصل هستی آنها با قطع نظر از چه چیز بودن و اختلاف آنها توجه دارد.
7- مابعدالطبیعه یا فلسفه اولی را تعریف کنید؟
علم به احوال موجودات از جهت وجود داشتن آنها صرفا ً از آن جهت که مثلا ً وجودی کمیت دار هستند.
8- نام چهار مورد از مسائل فلسفۀ اولی را بنویسید؟
1- ثابت و متغیر 2- وجود و ماهیت 3- وحدت و کثرت 4- علت و معلول ها
9- توضیح دهید بحث ثابت و متغیر در علوم مختلف و در فلسفه هر یک چگونه مطرح می شود؟
10- بحث (وحدت و کثرت) در فلسفه اولی را توضیح هید؟
11- توضیح دهید که بحث علت و معلول درعلوم مختلف و در فلسفه هر یک چگونه مطرح می شود؟
12- توضیح دهید چه رابطه ای میان فلسفۀ اولی و فلسفه به معنای توجیه عقلانی وجود دارد؟
13- اصلی ترین مبنایی که همه خصوصیات اشیاء و پدیده ها به آن باز می گردد ..... است؟
|
آغاز فلسفه بخش دوم فلسفۀ سال سوم |
|
نمونه سؤالات |
1- توضیح دهید اندیشه های مردم مشرق زمین درباره ی هستی در آغاز چگونه بود؟
با باورهای دینی همراه بود و به زبان رمز بیان شده بود.
2- چرا از یونان به عنوان مهد تفکر فلسفی یاد می کنند؟
چون نخستین مجموعه ها که به زبان فلسفی نگاشته شده بود از یونان به یادگار مانده. در یونان، فلسفه رسمیت یافته و زبان رمز و افسانه در تفسیر جهان جای خود را به زبان تعقل داد.
3- اندیشه های فلسفی مردم مشرق زمین را با اندیشه های فلسفی در آغاز چگونه بود؟
تأملات بشر پیرامون هستی در مشرق زمین با باورهای دینی همراه بود و به زبان رمز بیان شده بود اما در یونان زمین به عنوان مهد تفکر هستی زبان رمز و افسانه در تفسیر جهان جای خود را به زبان تعقل بخشید و تعلیم و تعلم فلسفه در آنجا به رسمیت یافت.
4- برتراندراسل در کتاب تاریخ فلسفه غرب دربارۀ ظهور تمدن در یونان چه می گوید؟
در سراسر تاریخ چیزی شگفت انگیزتر و دشوارتر از کیفیت ظهور ناگهانی تمدن در یونان نیست بیشتر عوامل سازنده تمدن از هزاران سال پیش از تمدن یونان در مصر و بین النهرین پدیدار گشت در حالیکه یونان به تنهایی عوامل پیشرفت همه جنبه های ذهنی زندگانی بشر را فراهم نمود.
5- فلسفه در کدام بخش از سرزمین یونان و در چه قرنی پایه گذاری شد؟
در غرب آسیای صغیر سرزمینی به نام ایونیا
6- مسئلۀ مورد بحث اندیشمندان نخستین چه بود؟
دگرگونی هایی که پیوسته در جهان هستی رخ می داد.
7- نام دو تن از اندیشمندان نخستین را که به تبیین عقلانی دگرگونی های طبیعت می پرداختند را بنویسید؟
طالس - آناکسیمندر یا هر اندیشمندی که نام آن در کتاب آمده است.
8- چه عاملی سبب بی اعتمادی مردم در قرن پنجم (ق.م) نسبت به دانش و اندیشه شد؟
آراء و نظرات گوناگون غالبا ً متضادی که جهان شناسان باستان عرضه داشتند.
9- اولین منادیان بی اعتباری علم و اندیشه چه کسانی بودند؟
سوفسطائیان
10- توضیح دهید چرا سوفسطائیان دنبال کردن شیوۀ جهان شناسان را بیهوده می دانستند؟
آنها به استناد اینکه سخنان جهان شناسان با یکدیگر تعارض دارد. و آنها نتوانسته اند تفسیر درستی از جهان به دست دهند، دنبال کردن شیوۀ آنها را بیهوده دانسته اند.
11- سوفسطائیان مردم را به آموختن چه علوم و فنونی تشویق می کردند؟
سیاست فن سخنوری
12- توضیح دهید چگونه این شُبهه در اذهان مردم تقویت شد که هیچ حقیقتی در جهان وجود ندارد؟
وقتی مردم دیدند که با بسط مقابل می توان هر ادعایی را ثابت کرد و اصولا ً هیچ حقی در جهان وجود ندارد حق و باطل از هم تفکیک ناپذیرند و این سلیقۀ افراد است که معین می کند چه چیزی حق و چه چیزی باطل است.
13- در میان سوفسطائیان چه کسی بیش از همه شهرت داشت و او در چه قرنی می زیست؟
پروتاگوراس – قرن پنجم (ق.م)
14- نخستین کسی که در مقابل تعلیم، مزد دریافت می کرد چه کسی بود؟
پروتاگوراس
15- توضیح دهید عقیدۀ پروتاگوراس دربارۀ حقیقت چه بود؟
همه چیز نسبی و موقتی است و حقیقت به معنای دانش ثابت و پایدار هرگز به دست نمی آید.
16- چرا پروتاگوراس معتقد بود که انسان معیار همه چیز است؟
چون همگان نمی توانند در هیچ اصل مشترکی به نام حقیقت به وحدت نظر برسند، پس حقیقت جنبۀ خصوصی وشخصی دارد و هر کس هر چه پندارد و تخیل کند برای او حقیقت است.
17- کدام سوفسطایی است که افلاطون یکی از آثار خود را به نام او کرده است؟
گرگیاس
18- عقیدۀ گرگیاس دربارۀ حقیقت چه بود؟
او شناسایی را انکار می کرده و می گفت اولا ً چیزی وجود ندارد ثانیا ً اگر وجود داشته باشد قابل شناسایی نیست. ثالثا ً اگر قابل شناسایی هم باشد قابل تعلیم نیست.
19- عقیدۀ پروتاگوراس و گرگیاس را دربارۀ حقیقت مقایسه کنید؟
پروتاگوراس معتقد بود که هر کس هر چه پنداشت حقیقت است اما گرگیاس معتقد است که هیچ حقیقتی را نمی توان یافت.
20- نمونه ای از مغالطه های گرگیاس را بنویسید؟
هیچ چیز وجود ندارد زیرا اگر چیزی موجود باشد یا از اول بوده یا در زمانی بوجود آمده است اگر چیزی ازلی باشد آغازی ندارد پس بی نهایت است پس در هیچ جا نیست زیرا مکان آن را محدود می نماید چیزی که در هیچ جا نیست هیچ است.
21- سوفسطائیان چه تاثیر مهمی در تاریخ فلسفه گذاشتند؟
روش آنها در تاریخ فلسفه بسیار مهم بوده زیرا آنها بحث های استدلالی را گسترش دادند و همین زمینه ای فراهم کرده تا فن منطق مورد توجه اندیشمندان قرار گیرد.
22- توضیح دهید اثرهای منفی عقاید سوفسطائیان در میان افکار مردم آن زمان چه بود؟
آنها با مغالطه های خود مبانی علم و حقیقت را متزلزل کرده اند. موجی از ناباوری و شکایت را در فضای فکری روزگار خویش منتشر کرده اند. در نتیجه مردم به ویژه جوانان را در تحصیل حقیقت سرگردان - و امکان دست یابی به معرفت راستین و اخلاق متعالی انسان را با خطر جدی مواجه می ساختند.
23- نخستین کسی که با سوفسطائیان به مبارزه پرداخت که بود؟
سقراط
24- در شرایطی که سوفسطائیان مبانی علم و حقیقت را متزلزل کرده بودند، سقراط با چه روشی سعی کرد تا بار دیگر شالودۀ تفکر فلسفی اصیل را استوار سازد؟
او با روش معتدل و بیانی استوار انسانها را به تأمل در نفس خویش دعوت می کرد تا در درون خود گوهر الهی را کشف کنند و از نور آن عقل رَبانی که جهان را روشن کرده پرتو درخشانی هم در ضمیر خویش مشاهده کنند یعنی همان قوۀ تعقل که به مدد آن، معرفت یقینی را می توان بدست آورد و هم فضائل اخلاقی را می توان کسب کرد.
25- توضیح دهید چرا سقراط را بنیان گذار فلسفه نام نهاده اند؟
او توانایی عقل انسان را به خود شناسانید و نشان داد که می توان با روشی صحیح اندیشید و به حقیقت دست یافت.
26- چرا باید به سقراط لقب سخنگوی فلسفه داد؟
چون او هیچ نوشته ای از خود بجا نگذاشت بلکه با سخنان خود با رفتار و منش اخلاقی خود به ترویج فلسفه می پرداخت اشتیاق به حقیقت را در آنها شعله ور می کرد و دامن اندیشه را از آلودگی شک و تردید پاک می کرد.
27- خصوصیت ممتازی که سقراط تا واپسین لحظۀ حیات خود از آن دست بر نداشت چه بود؟
جویندگی حقیقت
28- بهترین راه برای آشنایی با فلسفۀ سقراط چیست؟
|
تست های ریز طبقه بندی |
|
آغاز فلسفه |
1- نخستین زادگاه فلسفۀ یونانی کدام سرزمین بود؟
1) آتن 2) اِلنا 3) اِسپارت 4) اِیونیا
2- نخستین مجموعه ها یا قطعه هائی که به زبان فلسفی نگاشته شده از کجا به یادگار مانده است؟
1) یونان باستان 2) تعالیم چینی 3) تعالیم عربی 4) ایران باستان
3- آنچه بیش از هر چیز اندیشمندان نخستین را به خود مشغول می داشت چه بود؟
1) مبدإ آفرینش انسان 2) دگرگونیهایی که پیوسته در جهان ماورإ الطبیعه رخ می داد. 3) حیات اخروی انسان 4) دگرگونیهایی که پیوسته در جهان طبیعت رخ می داد.
4- پیرامون آغاز اندیشه ی بشر کدام گزینه صحیح است؟
1) توانایی ضبط و ثبت زندگی خویشتن 2) همراه با زندگی انسان 3) غار نشینی 4) شهرنشینی
5- تأملات بشر پیرامون هستی و آغاز و انجام جهان در ابتدا همراه با چه چیزی بوده است؟
1) باورهای دینی و به زبان نوشتاری بیان شده است. 2) انکار موجودات غیر مادی به زبان رمزی 3) انکار موجودات غیر مادی به زبان دینی 4) باورهای دینی و به زبان رمزی بیان شده است.
6- سر چشمه ی اندیشه های راز گونه بشر را در میان کدام مورد باید جستجو کرد؟
1) تأملات مابعدالطبیعی عرب ها 2) پندارهای دینی مردم مشرق زمین 3) پندارهای دینی مردم مغرب زمین 4) تأملات مابعدالطبیعی اروپاییان
7- نخستین مجموعه ها یا قطعه هایی که به زبان فلسفی نگاشته شده و یا جنبه ی فلسفی در آنها غلبه داشته است از چه سرزمینی به یادگار مانده است؟
1) ایران 2) ارسطو 3) زرتشت 4) یونان
8- به لحاظ تاریخی آنچه بیش از هر چیز اندیشمندان نخستین را به خود مشغول می داشت، در کدام عرصه بود؟
1) دگرگونیهایی که پیوسته در جهان طبیعت رخ می داد و می کوشید تا آنها را توجیه عقلانی کند. 2) دگرگونیهایی که پیوسته در جهان طبیعت رخ می داد و می کوشید تا آنها را توجیه حسی و تجربی نماید. 3) درون خود انسانها که دائما ً به صورت حضوری درک می کرد و راز آلود می نمود. 4) مبدأ و معاد عالم که دائما ً سؤال از کجا آمده ام و به کجا می روم را سعی داشت تبیین عقلانی نماید.
9- سرچشمه ی اندیشه های رازگونه بشر بیشتر به کدام صبغه است و آنها را از کجا باید جستجو کرد؟
1) ما بعدالطبیعی – پندارهای دینی مردم مشرق زمین 2) طبیعی – پندارهای فلسفی مردم مغرب زمین 3) ما بعدالطبیعی – پندارهای فلسفی مردم مغرب زمین 4) طبیعی – پندارهای دینی مردم مشرق زمین
10- برتراندراسل پیرامون ظهور کدام تمدن مدعی است که در سراسر تاریخ چیزی شگفت انگیزتر و در عین حال دشوارتر از ظهور کیفیت ظهور ناگهانی آن نیست؟
1) رم 2) یونان 3) اسلام 4) ایران
|
شهید راه حکمت فلسفۀ سال سوم |
|
نمونه سؤالات |
1- سقراط در چه قرنی می زیست؟
در قرن پنجم قبل از میلاد
2- بزرگترین شاگرد سقراط چه نام داشت؟
افلاطون
3- سقراط در میان مردم به چه ویژگی هایی شهرت داشت؟
او بزرگ منش بود. صفا و سادگی و سخنان شیرین و پر معنای او بر سر زبان ها بود. سخنان به ظاهر ساده لوحانۀ گاهی خنده آورش ژرفای خاصی داشت.
4- سقراط در گفتگوهایش با مردم، بیشتر چه مسئله ای را مورد بحث قرار می داد؟
مسائل روزمرۀ زندگی
5- سقراط از گشت و گذار در میان مردم چه مقصودی داشت؟
می خواست جوانان و سالخوردگان را متقاعد کند که نباید مال و ثروت و جسم را بر کمال نفس خود ترجیح دهند و بدانند که ثروت، فضیلت به بار نمی آورد بلکه از فضیلت است که ثروت بدست می آید.
6- چرا سقراط پند دادن به مردم را از وظایفی می دید که نباید هرگز از آن دست بردارد؟
چون پند دادن را رسالتی می دانست که خداوند با نداهای غیبی و در رویاها بر عهده اش نهاده بود.
7- توضیح دهید چه عواملی سبب شده بود تا سقراط مورد حسادت جمعی از منتفذان شهر گردد و به دادگاه فرا خوانده شود؟
الف) وسعت نظر و اندیشه های سازندۀ او. ب) علاقه ی جوانان به راه و روش و افکار او. ج) رسوایی سوفسطائیان در برخورد سقراط با آراء آنها.
8- سقراط در کدام دادگاه محاکمه شد؟
هلیاست
9- چه کسی به نمایندگی از سوی متهم کنندگان در دادگاه سخن می گفت؟
ملتوس
10- ملتوس در دادگاه، سقراط را به چه جرمی متهم کرد؟
خدایانی که همه به آنها اعتقاد دارند، انکار می کند. از خدایان جدید سخن می گوید. جوانان را گمراه می سازد و آنها را از دین و آیین پدرانشان بر می گرداند.
11- سقراط در دادگاه از کدامیک از اظهارات دروغ متهم کنندگان بیشتر حیرت کرد؟
آنجا که گفته شد: به هوش باشید تا سقراط که سخنور توانایی است، شما را فریب ندهد.
12- سقراط به ادعاهای ملتوس که او را سخنوری توانا معرفی کرد که با سخنانش مردم را فریب می دهد، چه پاسخی داد؟
شما هر کس را که راست بگوید، سخنور می نامید. من برای شما خطا به دلنشین نمی گویم بلکه با سادگی با شما سخن خواهم گفت چون معتقدم آنچه به زبان می آورم جز حقیقت نیست. من اکنون شبیه کسی هستم که به محیط نامأنوس قدم نهاده از این رو به شیوۀ من خرده نگیرید و تنها توجه کنید که آیا آنچه می گویم راست است یا نه؟
13- کرفون چه سؤالاتی از سروش معبد دلفی پرسید و در مقابل چه پاسخی از او شنید؟
آیا کسی داناتر از سقراط هست؟ هیچکس داناتر از سقراط نیست.
14- سقراط چگونه سعی کرد تا راز پیام غیبی سروش را کشف کند؟
او سعی کرد به نزد کسانی که در شهر به دانایی مشهور هستند برود با آنها گفتگو کند و آنها را بیازماید سرانجام از این گفتگو می فهمید که آنها تنها به نظر خودشان دانایند ولی در حقیقت بویی از دانایی نبرده اند. او می کوشید تا برای آنها روشن کند که پندارشان دربارۀ خودشان درست نیست اما آنها قبول نمی کردند. سرانجام می فهمید که هم او و هم آنان هر دو نادانند با این فرق که خودش می داند که نمی دانستند که نادانند.
15- سقراط از جستجو برای کشف راز پیام غیبی سروش، به چه نتیجه ای رسید؟
کسانی که بیش از همه به دانایی شهرت دارند به نظر سقراط زبون تر از دیگرانند و آنها که چنین آوازه ای نداشتند خردمندتر بودند.
16- به نظر سقراط دانای حقیقی که بود؟
خداوند
17- راز پیام سروش دلفی چه بود؟
داناترین شما آدمیان کسی است که چون سقراط بداند که هیچ نمی داند.
18- نام کسانی که بطور رسمی به محاکمه سقراط پرداختند چه بود؟
ملتوس – آنیتوس - لیکون
19- آنیتوس، لیکون و ملتوس هر یک به نمایندگی از طرف چه گروه هایی در دادگاه سخن می گفتند؟
انتقامِ پیشه وران / خطیبان و وکیلان / شاعران
20- توضیح دهید سقراط درباره ی این اتهام که او (خداپرست نیست) در دادگاه چه پاسخی داد؟
می گوید آیا ممکن است که کسی امور وجودی انسان را بپذیرد ولی منکر وجود انسان باشد. آیا ممکن است کسی وجود اسب را انکار کند ولی امور مربوط به اسب را بپذیرد. بپرسید چطور است که من از سخنانم پیوسته از علم و قدرت و عدالت فوق بشری حرف بزنم ولی وجود خدا را منکر شوم.
21- به عقیدۀ سقراط برای شروع هر کاری مهم ترین چیزی که باید در نظر گرفته شود چیست؟
اینکه آیا این کار درست است یا نه؟
22- سقراط چه عاملی را سبب ترس انسان از مرگ می دانست؟
اینکه آدمی خود را نسبت به مرگ دانا بپندارد بی آنکه دانا باشد. یعنی چیزی را که گمان می کند آن را نمی داند در واقع دربارۀ آن هیچ نمی داند. وقتی کسی نمی داند مرگ چیست نمی داند ادعا کند که امری غمگین است.
23- توضیح دهید چرا سقراط از مرگ هراسی نداشت؟
زیرا دربارۀ جهان دیگر هیچ چیزی نمی دانست و گمان نمی برد که می داند و از چیزهایی می ترسید که نمی دانست زیان آور است.
24- نظر سقراط را درباره ی ترس از مرگ بطور کامل شرح دهید؟
سقراط می گفت چون دربارۀ جهان دیگر هیچ نمی دانم خود را نمی فریبم و گمان نمی برم که می دانم من تنها از چیزهایی می هراسم که می دانم زیان آورند مانند سرپیچی از قانون از چیزی که نشناسم و ندانم که برای آدمی سودمند است یا زیان آور، خونی به دل راه نمی دهم.
25- در پاسخ به این سؤال که آیا (ابلهی نیست که انسان کاری کند که جانش به خطر افتد) سقراط چه می گفت؟
سقراط پاسخ می دهد که شما فکر می کنید هر کس بخواهد کاری انجام دهد، اول باید بفهمد که آن کار به مرگ او می انجامد یا به زندگی، در حالی که از نظر من مهم اینست که بفهمد این کار درست است یا نادرست.
26- سقراط ترس از مرگ را چگونه تعریف می کرد؟
ترس از مرگ جز این نیست که آدمی خود را دانا بپندارد بی آنکه دانا باشد هیچ کس نمی داند مرگ چیست و از این رو نمی تواند ادعا کند که مرگ امری سهمگین است. شاید مرگ برای انسان نعمت بزرگی باشد.
27- به نظر سقراط چرا انسان ها نمی توانند ادعا کنند که مرگ امری سهمگین است؟
زیرا کسی که از مرگ می هراسد خود را نسبت به آن دانا می پندارد، در حالی که دانا نیست.
28- درباره ی موضوع ترس از مرگ، سقراط تفاوت خود با دیگران را در چه می داند؟
او می گفت: تفاوت من با دیگران در اینست که چون درباره ی جهان دیگر هیچ نمی دانم خود را نمی فریبم و گمان نمی برم که می دانم و در این نکته فقط از دیگران داناترم.
29- سقراط بالاترین سعادت را برای شهرش در چه می داند؟
او می گفت هیچ سعادتی برای شهر من بالاتر از خدمتی که من به پیروی از فرمان خدا به شما می کنم نیست.
30- پس از شنیدن رأی نهایی دادگاه سقراط چه گفت؟
ای اهالی آتن! با این ناشکیبایی نام نیک خود را به باد دادید زیرا از این پس عیب جویان شما را سرزنش خواهند کرد و خواهند گفت: مرد دانایی چون سقراط را کشتید. بلی! من از شنیدن و گفتن سخنانی که شما خواهان آن بودید ناتوان بودم زیرا در شأن من نیست که اظهار عجز و زاری کنم. من مرگ را از آن زندگانی که با زاری و طلب ترحم، همراه باشد برتر می شمارم.
31- به نظر سقراط چرا گریز از بدی دشوار است؟
زیرا بدی از مرگ تندتر می رود.
32- توضیح دهید سقراط مرگ را چگونه تعریف می کند؟
اگر مرگ انتقال به جهانی دیگر است و گذشتگان در آن جا گرد آمده اند، پس چه نعمتی بالاتر از این که آدمی از این مدعیان رهایی یابد و با داوران دادگر آن جهان روبرو شود و با نیکان همنشین شود.
33- کریتون که بود و در زندان برای سقراط چه کرد؟
دوست سالخوردۀ سقراط، که از قدرت مالی خوبی هم برخوردار بود. وسایلی فراهم کرد که اگر سقراط بخواهد، بتواند به آسانی از اسارت بگریزد.
34- سقراط در پاسخ به پیشنهاد کریتون مبنی بر فرار کردن از زندان چه گفت؟
یک حکیم به دنیا دلبستگی ندارد و آزادگی و سربلندی خود را برای اینکه چند صباحی بیشتر زنده بماند فدا نمی کند و لذا من نیز اگر خواهان چند روز عمر بیشتر باشم گویی خود را مسخره کرده ام چون در گفتار از بی اعتنایی به دنیا دم زده ام و در عمل خود را مشتاق توقف در دنیا نشان می دهم.
35- سقراط جام شوکران را به چه روحیه ای نوشید؟
سقراط جام شوکران را بدون کمترین اضطراب و بی آنکه اندک تردیدی به خود راه دهد آن را به لب گذاشت و لاجرعه سرکشید.
36- توضیح دهید آخرین سخنان سقراط پس از اعلام رأی دادگاه چه بود؟
ای اهالی آتن! با این ناشکیبایی نام نیک خود را به باد داید و بدخواهان را جسور کرده اید زیرا آنها خواهند گفت؛ مرد دانایی چون سقراط را کشتید. هر چند از دانایی بهره ای ندارید. گریز از مرگ دشوار نیست، گریزاز بدی دشوار است، زیرا بدی از مرگ تندتر می دود. اگر مرگ انتقال به جهانی دیگر است و اگر این سخن راست است که همۀ گذشتگان در آنجا گرد آمده اند، پس چه نعمت بزرگتر از این که آدمی از این مدعیان رهایی یابد و با داوران دادگر آن جهان روبرو شود و با نیکان و بلند مرتبگان همنشین شود.
37- سقراط پس از نوشیدن جام شوکران در واپسین لحظات مرگ از چه سخن گفت؟
از قرضی که به شخصی داشت سخن گفت.
38- دو جنبۀ مهم پیام سقراط را به اختصار شرح دهید؟
1- سقراط با سوفسطائیان روبرو بود. آنها کسانی بودند که با سخنوری نظر مردم را به خود جلب می کردند و از این طریق به مال و شهرت می رسیدند. سقراط به عنوان یک فیلسوف آگاه در برابر آنها بپاخاست و با نکته سنجی در بحث، آنها را به بن بست کشانید تا به نادانی خود اعتراف کنند. پیام سقراط این است که گام اول در طریق کسب حکمت و دانایی همانا (خود آگاهی) است.
2- او در گفتگو با مخاطب خود نه تنها کمبود معلومات او را آشکار می کرد، بلکه راه صحیح تفکر را به او می آموخت. او نشان می داد که هر چیزی از تعریف ثابتی برخوردار است و اگر به تعاریف اشیاء برسیم به دانش درست و مطمئنی دست پیدا کرده ایم.
39- موفقیت های سوفسطائیان چه نتایج منفی را به دنبال داشت؟
از یک سو بر غرور و ادعاهای خودشان روز به روز افزوده می شد. از سوی دیگر چشم جوانان به موقعیت اجتماعی آنها خیره می گشت.
40- سقراط در مقابله با سوفسطائیان چه کرد؟
او با سوفسطائیان به گفتگو می نشست و با تیز بینی و نکته سنجی آنها را در بحث به بن بست می کشانید.
41- سقراط نخستین گام در طریق کسب حکمت و دانایی را چه می دانست؟
خود آگاهی – این خود آگاهی افق جدیدی را پیش روی هر جویندۀ حکمت می گشاید و به عبارت دیگر نمی دانم سقراط در واقع آوای خویشتن شناسی و درس آگاه شدن از گوهر تابناک انسانیت را که درون هر انسانی نهفته است در تاریخ اندیشۀ بشر طنین انداز کرده است.
42- توضیح دهید، نمی دانم سقراط با (نمی دانم) سوفسطائیان چه تفاوت هایی دارد؟
نمی دانم سقراط، هرگز با نمی دانم سوفسطائیان قابل مقایسه نیست. نمی دانم سوفسطائیان در واقع معنایی جز نمی توانم بدانم در بر نداشت. فکر سوفسطائی به این نقطه ختم می شد که بشر به هیچ معیار ثابتی در شناخت و عمل نمی تواند دسترسی یابد. نمی دانم سقراط طوفانی است در کاشانۀ سوفسطائیان تا آنها را از جهل مرکب آزاد کند.
43- توضیح دهید منظور سقراط از پیام (خود را بشناس) چه بود؟
سقراط با فریاد (خود را بشناس) پردۀ جهل مرکب را از مقابل چشمها فرو می اندازد و فرد را بر کرسی تواضع می نشاند و به او می آموزد تا با تکیه بر عقل خدادادی می توان از وسوسۀ شک خلاصی یافت.
44- توضیح دهید سقراط بهترین راه وصول به دانش درست و مطمئن را در چه می داند؟
رسیدن به تعاریف اشیاء ، سقراط می گفت هر چیزی از تعریف ثابتی برخوردار است و اگر به تعاریف اشیاء برسیم به دانش درست و مطمئنی دست پیدا کرده ایم. از این رو سقراط سعی می کند تا به تعریف اموری چون شجاعت، عدالت، دوستی، فضیلت، زیبایی و ... بپردازد.
|
تست های ریز طبقه بندی |
|
تاریخچۀ سقراط |
1- عبارات (وی را بنیان گذار فلسفه دانسته اند، او با روشی معتدل و بیانی استوار و مطمئن، انسانها را به تأمل در نفس خویشتن دعوت می کند تا در درون خود گوهر الهی را کشف کنند. راز دانایی خود را در آگاهی به نادانی خود می دانست و ... ) پیرامون کدام فیلسوف است؟
|
گوهرهای اصیل و جاودانه فلسفۀ سال سوم |
|
نمونه سؤالات |
1- افلاطون در چه قرنی می زیست؟
در قرن چهارم و پنجم می زیست.
2- شیوۀ افلاطون در مباحث فلسفی چه روشی است؟
سبک او سبک گفتگوی عقلی است که به دیالکتیک مشهور است.
3- قهرمان داستانهای فلسفی افلاطون که بود؟
سقراط
4- افلاطون سبک فلسفی خاص خود را از چه کسی آموخته بود؟
از سقراط
5- توضیح دهید شناخت و معرفت باید دارای چه ویژگی باشد؟
شناختی ک توأم با یقین باشد و اعتبار آن با گذشت زمان کاسی نگیرد.
6- افلاطون در بحثهای خود درباره ی مسئله شناسایی ابتدا چه سؤالی را مطرح می کند؟
ابتدا این سؤال را مطرح می کند که: شناخت حقیقی چیست؟ و به چه چیزی تعلق می گیرد؟
7- دو رسالۀ مهم افلاطون را نام ببرید؟
تئتتوس و جمهوری
8- افلاطون در رساله های تئتتوس و جمهوری به چه مسائلی پرداخته است؟
در باب شناسایی
9- تفاوت رسالۀ تئتتوس و جمهوریِ افلاطون در چیست؟
در رسالۀ تئتتوس بتفضیل آراءِ نادرست دربارۀ شناخت و معرفت را پیش می کشد و با انتقاد از آنها هیچ یک از نظرات را شایستۀ نام شناسایی واقعی نمی داند. اما در رسالۀ جمهوری که به موضوعات متنوعی اختصاص دارد سهمی هم به بیان آراءِ خود دربارۀ شرایط شناسایی حقیقی می پردازد.
10- افلاطون در رساله های خود مطالب فلسفی را از زبان چه کسی طرح می کند؟
سقراط
11- افلاطون در رساله های خود با چه کسی به گفتگو می نشیند؟
تئتتوس
12- معروفترین سوفسطائیان چه کسی بود؟
پروتاگوراس
13- نظر پروتاگوراس را درباره ی شناسایی حقیقی بیان کنید؟
او می گوید: (آدمی مقیاس همه چیز است، مقیاس هستی آنچه هست و این که چگونه است و مقیاس نیستی آنچه نیست و چگونه نیست.) پروتاگوراس معتقد بود که شناسایی حقیقی همان شناختی است که ما با حواس خود بدست می آوریم بنابراین آنچه حواس هر کس گواهی نمی دهد، برای او عین حقیقت است.
14- پروتاگوراس از بیان معنایی شناسایی حقیقی چه نتیجه ای می گیرد؟
پروتاگوراس نتیجه می گیرد که حقیقت نسبی است و هیچ دانشی پایدار و مطلقی وجود ندارد.
15- این سخن از کیست؟ (آدمی مقیاس همه چیز است)
پروتاگوراس
16- در رسالۀ تئتتوس افلاطون از زبان سقراط چگونه نظر پروتاگوراس را پیرامون شناسایی حقیقی رد می کند؟
وقتی باد می ورزد یکی از ما دو نفر سردش می شود و دیگری نه، پس یا باید بگوییم که باد به خودی خود سرد است یا گرم یا به پیروی از پروتاگوراس بگوئیم برای آن کسی که آن را سرد می یابد سرد است و برای دیگری سرد نیست و ناچار باید راه دوم را بپذیریم بنابراین در ادراک حسی احتمال خطا نمی رود. اگر این عقیده درست باشد نتیجه می گیریم که هیچ انسانی عاقل تر از انسان دیگری نیست زیرا هر کس بهترین داور احساس هایی است که به دست می آورد.
17- اگر این عقیده که ادراک حسی حقیقت هر چیز را در می یابد، درست باشد چه نتایجی از آن ناشی خواهد شد؟
اگر این عقیده درست باشد نتیجه می گیریم که: اولا ً هیچ انسانی نمی تواند عاقل تر از انسان دیگر باشد. ثانیا ً اینکه پروتاگوراس که به تعلیم مردم می پردازد کار غلطی است. حتی از این هم بالاتر همۀ بحث های فلسفی بی معناست زیرا اگر قرار باشد هر پندار و عقیده ای درست باشد، پس آیا ابلهانه نیست که مردم دربارۀ آراء و عقاید هم بحث کنند؟ پس آیا تعجب نمی کنی که ناگهان بر تو آشکار شد که تو از هیچ فرد دانایی کمتر نیستی؟
18- توضیح دهید که آیا به عقیدۀ افلاطون شناسایی معتبر می تواند از راه ادراک حسی بدست آید؟ چرا؟
سقراط می گوید وقتی کسی چیزی را در زمان گذشته شناخته است ، آیا اگر دوباره به یاد آورد باز هم می شناسد؟ البته که می شناسد بنابر نظر پروتاگوراس هر چه را دیده یا شنیده باشیم می شناسیم حال اگر می بینید برابر است با می شناسد، پس نمی بیند برابر است با نمی شناسد در حالی که بسیاری از چیزها را نمی بینیم ولی می شناسیم و بیاد می آوریم.
19- ویژگیهای معرفت حقیقی را از نظر افلاطون بنویسید؟
1- خطا ناپذیر بودن 2- به امور پایدار تعلق داشتن
20- به نظر افلاطون چه نوع آگاهی هایی به سهولت دستخوش شک و تردید قرار خواهند گرفت؟
سست و لرزان بوده و با موازین دقیق معرفت وِفق نداشته باشد.
21- صحت و درستی یک معرفت ضامن کدام یک از ویژگی های معرفت حقیقی است؟
ضامن خطا ناپذیر بودن
22- دوام و ثبات یک معرفت ضامن کدامیک از ویژگی های معرفت حقیقی است؟
به امور پایدار تعلق داشتن
23- به نظر افلاطون ادراک حسی ما کدام یک از ویژگی های معرفت حقیقی را دارا هستند؟ چرا؟
هیچ کدام، هر چند ما با حواس خود با محیط اطراف در تماس هستیم ولی در عین حال حواس ما بطور دائم در معرض خطا قرار دارند. و این خطا پذیری به ما اجازه نمی دهد تا از طریق آن به یقین دست یابیم. به همین جهت ادراک حسی، نسبی است در جهان طبیعت همه چیز در حال تغییر و تحول است و هیچ پدیده ای وضعیت ثابت ندارد و در عالم محسوسات سراغ از ثبات و پایداری نمی توان گرفت.
24- چرا از طریق ادراکات حسی نمی توان به یک معرفت صحیح و درست دست یافت؟
زیرا حواس ما از یک سو پیوسته در معرض خطا واقع هستند، و از سوی دیگر با اموری سر و کار دارند که نمی توان ثبات و پایداری را در آنها سراغ گرفت. اگر به جهان طبیعت یا جهانی که ما با حواس خود با آن ارتباط داریم بنگریم یعنی احوال آنچه را که به حواس ما در می آیند بررسی کنیم، می بینیم که همه چیز در حال تغییر و تحول است و هیچ پدیده ای ثابت نیست در عالم محسوسات سراغ از ثبات و پایداری نمی توان گرفت.
25- توضیح دهید اینکه می گوییم ادراک حسی نسبی است یعنی چه؟
یعنی از شخصی به شخصی دیگر فرق می کند و در بعضی موارد، فریبنده و تحت تأثیر عوامل مختلف است.
26- افلاطون درباره ی وجود تغییر و دگرگونی دائمی در طبیعت پیرو عقیده کدام یک از فلاسفۀ قبل از خود بود؟
هراکلیتوس
27- این سخن از کیست؟ (شما نمی توانید در یک رودخانه دو بار گام نهید زیرا آب های تازه است که همواره جریان دارد)
هراکلیتوس
28- افلاطون برای رسیدن به معرفت حقیقی چه نظریه ای را ارائه می دهد؟
نظریۀ مُثل
29- راه حل افلاطون برای رسیدن به شناسایی حقیقی دارای چند مرحله است؟ هر یک را توضیح دهید.
شامل دو مرحه است: 1- برای بدست آوردن معرفت حقیقی باید از سطح حواس فراتر رفت و از ابزار دیگری به نام عقل مدد جست.
2- از دید افلاطون در عالم طبیعت که پیوسته در حرکت است نمی توان به چیز با دوامی دست یافت. و باید ویژگی دوم را نیز در جهانی برتر جستجو کرد.
30- یکی از ویژگی های مهم ادراک عقلانی را بنویسید؟
ادراک عقلانی، ادراکی است که می توان ساحت آن را از هر گونه خطایی پاک کرد.
31- از دیدگاه افلاطون برای رسیدن به معرفت حقیقی چه باید کرد؟
باید طایر عقل، پروبال گشاید و از حد طبیعت فراتر رود و در جهانی پهناور به پرواز در آید و واقعیاتی را در آنجا مشاهده کند که رنگ و تغییر بر چهرۀ آنها نیست چنانچه آدمی با این عروج عقلانی از مرز محسوسات عبور کند و در ماوراء طبیعت به شهود عقلانی آن دیار موفق شود.
32- منظور افلاطون از (مُثل) چیست؟
افلاطون موجودات جهان ماوراء طبیعت را مثال نامیده و جمع آن مُثل خوانده می شود.
33- توضیح دهید مرجع حقیقی کلیات از نظر افلاطون کجاست؟
به عنوان مثال تصور کلی (انسان) اشاره به یک مثال انسان دارد که در عالم مُثل قرار داشته و یا به عبارت دیگر همۀ انسانها از مثال بهره مند هستند. یعنی از دید افلاطون همه تصورات کلی از قبیل عدالت و زیبایی و ... دارای مرجع حقیقی هستند که آنها را باید در عالم مُثل سراغ گرفت و تنها با سیر عقلانی می توان آنها را ادراک کرد.
34- به نظر افلاطون موجودات عالم مُثل را چگونه می توان شناخت؟
تنها با سیر عقلانی
35- تمثیل غار را درباره ی نظریۀ مُثل توضیح دهید؟
غاری را در زمین در نظر بیاور که در آن مردمانی را به بند کشیده اند، روی به دیوار و پشت به دهانۀ غار. آنها از دورۀ کودکی در آنجا بوده اند و گردن و پاهایشان بسته شده که ناچارند پیوسته رو به روی خود را تماشا کنند. در بیرون از غار آتشی افروخته شده در آن سوی دیواره که بین آتش و زندانیان موجود است، اشیاء بسیاری در حرکت است. مُثل ما مُثل آن زندانیان است که از خود و از یکدیگر جز سایه ای که در اثر آتش بیرونی اشیاء به دیوار غار افکنده شده چیزی نمی بینند حال اگر کسی دست او را بگیرد و با زور از آن راه مرتفع به بیرون غار بکشاند بعد از گذشتن از مراحلی دیدگانش به روشنایی عادت می کند و متوجه می شود که پدید آورندۀ سالها و فصلها و همۀ چیزها خورشید است.
36- موضوع تمثیل غار در کدامیک از رساله های افلاطون مطرح گردیده است؟
جمهوری
37- افلاطون تمثیل معروفش را از زبان سقراط با چه شخصی مطرح کرده است؟
گلاوکن
38- به عقیدۀ افلاطون زندانی بیرون آمده از غار چه مراحلی را باید طی کند تا به دیدار خورشید نایل شود؟
1- نخست سایه و تصاویر اشخاص و اشیاء را که در آب می افتند. 2- خود آدمیان و اشیاء 3- آسمان و ستارگان 4- خورشید را در عین پاکی و تنهایی.
39- به عقیدۀ افلاطون زندانی بیرون آمده از غار پس از مشاهدۀ خورشید به چه حقیقتی دست خواهد یافت؟
پدید آورندۀ سالها و فصلها و مادر همۀ چیزها خورشید است و در عین حال علت اینکه توانست بتدریج همۀ دیدنی ها را در مراحل مختلف ببیند همان خورشید است.
40- افلاطون در تمثیل غار، زندان غار را به چه چیزی تشبیه کرده است؟
عالم محسوسات
41- افلاطون در تمثیل غار پرتو آتش را که به درون غار می تابد به چه چیزی تشبیه کرده است؟
نیروی خورشید
42- افلاطون در تمثیل غار و اشیاء در غار و انسان های در حال رفت و آمد را به چه چیزی تشبیه کرده است؟
به عالم مُثل
43- افلاطون در تمثیل غار خارج شدن آدمی از غار و تماشای اشیاءِ گوناگون در روی زمین را به چه چیزی تشبیه کرده است؟
سیر و صعود روح آدمی به عالم شناسایی
44- افلاطون مبدأ همۀ مُثل را چه می داند؟
مثال نیک
45- منظور افلاطون از مثال نیک چیست؟
تعبیر افلاطون از خداوند، مثال نیک یا خیر یا زیبا است.
|
علتهای چهار گانه فلسفۀ سال سوم |
|
نمونه سؤالات |
1- ارسطو در چه قرنی می زیسته است؟
در قرن چهارم قبل از میلاد
2- لقب (معلم اول) به چه فیلسوفی اطلاق شد؟
ارسطو
3- روش فلسفی ارسطو به چه نامی معروف شد؟
مشّاء
4- سه تن از پیروان مسلمان ارسطو را نام ببرید؟
کِندی، فارابی، ابن سینا [یا کِندی – خواجه نصیرالدین طوسی – میرداماد – ابن رشد اندلسی]
5- چه مسئله ای پیش از هر چیز ذهن ارسطو را به خود مشغول داشته بود؟
طبیعت و دگرگونی های آن
6- تعریف فیزیک را از نظر ارسطو بیان کنید؟
علمی است که از اشیاء بحث می کند از آن جهت حرکت بر آنها عارض می شود.
7- علت های چهار گانه را از نظر ارسطو نام ببرید و با ذکر مثال تعریف کنید؟
1- علت فاعلی (خیاط) : عاملی که با عمل خود چیزی را بوجود می آورد.
2- علت مادی (پارچه) : آن چیزی که جنس هر موجودی را تشکیل می دهد.
3- علت صوری (شکل و الگو) : شکل یا صورتی است که از ماهیت و نوع یک پدیده حکایت می کند.
4- علت غایی (انگیزۀ خیاط) : آن چیزی است که کار، برای آن انجام می شود.
8- در مثال خیاط، پارچه چه نوع علتی است؟
علت مادی
9- در مثال خیاط، انگیزۀ خیاط چه نوع علتی است؟
علت غایی
10- در مثال خیاط، علت صوری کدام است؟
شکل و صورت الگو
11- ارسطو در کدام یک از آثار خود به بیان علل اربعه می پردازد؟
طبیعیات
12- علت فاعلی را تعریف کنید؟ (با ذکر مثال)
آن عاملی است که با عمل خود، چیزی را بوجود می آورد. مانند نقاشی که یک اثر هنری را می آفریند.
13- علت مادی را تعریف کنید؟ (با ذکر مثال)
آن چیزی است که جنس هر موجودی را تشکیل می دهد، مانند برنز برای مجسمه.
14- علت صوری را با ذکر مثال تعریف کنید؟
شکل یا صورتی است که از ماهیت و نوع یک پدیده حکایت می کند مانند شکل و الگوی پیراهن.
15- علت غایی را با ذکر مثال تعریف کنید؟
آن چیزی است که کار برای آن انجام می شود مثل تندرستی که علت پیاده روی است.
16- بهمنیار که بود و در کدام اثر خود از علل اربعه سخن می گوید؟
یکی از شاگردان ابن سینا – در کتاب (التحصیل)
17- بهمنیار در تفسیر سخن ارسطو، علل اربعه را در تقسیم نخست به چند دسته تقسیم می کند نام ببرید؟
به دو دسته : علت بیرونی و علت درونی.
18- کدام یک از علل اربعه، علل درونی اشیاء به شمار می روند؟
علت های صوری و مادی.
19- کدام یک از علل اربعه، علل بیرونی اشیاء به شمار می روند؟
علت های فاعلی و غایی.
20- بهمنیار علل صوری و مادی را چگونه علتی می نامد؟
علت های درونی.
21- بهمنیار علل فاعلی و غایی را چگونه علتی می نامد؟
علت های بیرونی.
22- علت فاعلی در حرکات طبیعی به چه معنا است؟
منظور ارسطو از علت فاعلی آن عامل خارجی است که در حرکت و تغییر اشیاء مؤثر است اما چه بسا که این علت خارجی امور طبیعت مشخص و معلوم نیست. ارسطو این حرکت را به یک عامل درونی نسبت می دهد و آن را از درون شئ تفسیر کند یعنی چیزی را در درون شئ به منزلۀ علت فاعلی قرار می دهد.
23- اگر سنگی از بلندی سقوط کند، برای ارسطو عامل فاعلی آن چه نام دارد؟
طبیعت شئ
24- رابطۀ طبیعت و علت صوری را شرح دهید؟
طبیعت هر جسم آن صورت نخستین است که جسم را به سوی صورتی بالاتر می راند و هر گاه به صورت بالاتر رسید باز او را به صورتی بالاتر پیش می برد. طبیعت یک تخم مرغ صورتی است که آن را به سوی صورت جوجه و طبیعت جوجه صورتی است که آن را به سوی صورت مرغ، سوق می دهد. پس؛ صورت همان طبیعت است آنگاه که آن را به عنوان مبدأ حرکت و سکون در یک شئ در نظر بگیریم.
25- طبیعت جسم را تعریف کنید؟
ارسطو یک نوع علت فاعلی درونی به عنوان مبدأ حرکت و سکون در خود اجسام در نظر می گیرند و آن را (طبیعت جسم) نام می نهد.
26- ارسطو ماده یا هیولا را چگونه تعریف می کند؟
در نظر ارسطو، ماده یا هیولا وجود بالقوه و مایۀ اولیه است که در اثر تغییر و تحول به فعلیت می رسد.
27- در نظر ارسطو آنچه شدنی است ......... و آنچه بودنی است .......... نام دارد.
ماده و صورت
28- توضیح دهید اینکه می گوییم ماده و صورت اموری نسبی هستند یعنی چه؟ (با مثال)
یعنی چیزی ممکن است در مقایسه با یک چیز ماده و قوه باشد و در مقایسه با چیز دیگر صورت و فعلیت. مثلا ً تخم مرغ نسبت به نطفۀ اولیه صورت است و نسبت به جوجه، ماده است و جوجه نسبت به تخم مرغ، صورت است و نسبت به مرغ، ماده است.
29- صورت از دیدگاه ارسطو به چه معناست؟
صورت همان طبیعت است آنگاه که آن را به عنوان مبدأ حرکت و سکون در یک شئ در نظر بگیریم.
30- مفهوم علت غایی از نظر ارسطو شامل چه چیزهایی است؟
ارسطو مفهوم علت غایی را علاوه بر افعال ارادی انسان، به تمام حرکات اشیاء جهان نیز سرایت می دهد. به طوری که طبیعت هر چیزی که مادۀ آن را بسوی صورت و فعلیت جدیدی سوق می دهد میل دارد تا آن چیز را به آخرین مرتبه از کمالی که برای آن مقدور است برساند. علاوه بر این ها کل جهان ماده نیز همانند فرد فرد اشیاء اعم از جمادات و ... رو به سوی مقصدی دارد، یعنی یک نیروی طبیعی در کل جهان طبیعت نیز او را به سوی هدفی عالی سوق می دهد.
31- میل طبیعی در درون اشیاء را با انگیزه و نیت از ذهن انسان مقایسه کنید؟
از دید ارسطو میل طبیعی در درون هر چیز درست شبیه انگیزه و نیت که در ذهن یک انسان است عمل می کند و همان گونه که قصد و نیت ضامن حرکت یک انسان برای بدست آوردن چیزی است میل طبیعی هم ضامن حرکت مادۀ اشیاء است به سوی بالاترین صورت و فعلیتی که به آن می توانند برسند.
32- این سخن از کیست؟ (طبیعت هرگز کار بیهوده ای انجام نمی دهد)
ارسطو
33- از دیدگاه ارسطو وظیفۀ یک فیلسوف چیست؟
این است که به تفسیر جهان هستی از افق این علل بپردازد.
34- ارسطو فلسفه را چگونه دانشی می داند؟
دانشی می داند که دربارۀ علل اولیۀ هستی بحث می کند.
35- دانۀ لوبیا برای گیاهِ لوبیا در حکم کدام علت است؟
علت مادی.
|
تست های ریز طبقه بندی |
|
تاریخچۀ ارسطو |
1- عبارت [وی به سال 384 پیش از میلاد در شهر استاگیرا (از شهرهای مقدونیه) به دنیا آمد، پدرش طبیب بود وی سهم زیادی در شکل گیری دانش بشری داشته است و در طبقه بندی علوم زمان خود نقش مؤثری داشت و توماس آکویناس در جهان مسیحیت پیرو او بود] پیرامون کدام فیلسوف است و او تحلیل هر پدیده را بر اساس کدام مسئله فلسفی بیان می کرد؟
1) ارسطو – علل اربعه 2) ارسطو – شناسایی 3) افلاطون – شناسایی 4) سقراط – علل اربعه
2- عبارت ((وی یکی از فلاسفۀ بزرگ یونان است که سهمی بیشتر از دیگران در شکل گیری دانش بشر داشته است. وی در طبقه بندی علوم زمان خود تحقیقات دامن داری کرده و تا قرن های متمادی، مرجع نهایی مسائل علمی و فکری بوده است و ... )) پیرامون چه کسی است و در عالم اسلامی چه کسی مشرب او را دارد؟
1) ارسطو – ابن رشد 2) ارسطو – شیخ اشراق 3) افلاطون – شیخ اشراق 4) سقراط – ابن رشد
3- مکتب ارسطو را مکتب مشاء گویند زیرا ...
1) ارسطو وجود اشیاء و امور حسی را واقعی می داند. 2) ارسطو مفاهیم کلی را تصورات ذهنی می داند. 3) ارسطو مطالب درسی را هنگام قدم زدن مباحثه می کرد. 4) ارسطو به اصالت وجود معتقد بود.
4- کدام فیلسوف پیرو ارسطو نیست؟
1) فارابی 2) بوعلی سینا 3) توماس اکویناس 4) شیخ سهروردی
5- روش فلسفۀ ارسطو به روش ....... معروف شد.
1) دیالکتیک 2) گفتگوی عقلی 3) مشاء 4) سفسطی
6- اکثر فلاسفۀ اسلامی پیرو مشرب چه کسی شدند؟
1) ارسطو 2) افلاطون 3) فیثاغورث 4) سقراط
7- کدام یک از فلاسفۀ زیر در شکل گیری دانش بشری سهم بیشتری داشته است؟
1) سقراط 2) افلاطون 3) ارسطو 4) اکویناس
پایان
فهرست
بخش اول:
فلسفه چیست(1)......................................................................1
فلسفه چیست(2)......................................................................3
- فلسفه و علوم انسانی
فلسفه چیست(3).......................................................................5
- مابعدالطبیعه
بخش دوم:
آغاز فلسفه..................................................................................6
شهید راه حکمت.....................................................................10
گوهر های اصیل و جاودانه...................................................14
علتهای چهارگانه...................................................................18